<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>جنبشی آزاد در روانشناسی</title>
	<atom:link href="http://farakav.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://farakav.wordpress.com</link>
	<description>the best blog about psychology in the world</description>
	<lastBuildDate>Thu, 25 Jun 2009 02:50:18 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<image>
		<url>http://www.gravatar.com/blavatar/872602aed6bf8824d9969bfaca49e37a?s=96&#038;d=http://s.wordpress.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>جنبشی آزاد در روانشناسی</title>
		<link>http://farakav.wordpress.com</link>
	</image>
			<item>
		<title>خلاقیت آری یا نه؟!!!</title>
		<link>http://farakav.wordpress.com/2009/06/25/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c%d8%aa/</link>
		<comments>http://farakav.wordpress.com/2009/06/25/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 25 Jun 2009 02:50:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقا و خانم روانشناس</dc:creator>
				<category><![CDATA[استرس]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد به نفس]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[تست ها و آزمون ها]]></category>
		<category><![CDATA[تکنولوژی و روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[نکات طلایی برای زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[خلاقیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farakav.wordpress.com/2009/06/25/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c%d8%aa/</guid>
		<description><![CDATA[شواهد دلالت دارند که هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است اشاره آلفرد هیچکاک اغلب برای شخصیت پردازی قهرمانان قصه های خود از عنصر خلاقیت بهره می گرفت. به عبارت دیگر هر کدام از شخصیت های داستانی او یک ویژگی خاص داشتند. 

شواهد دلالت دارند که هم وراثت و هم [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=353&subd=farakav&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><blockquote><p><b>شواهد دلالت دارند که هم وراثت و هم</b><b> </b><b>محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است اشاره آلفرد هیچکاک اغلب برای شخصیت پردازی</b><b> </b><b>قهرمانان قصه های خود از عنصر خلاقیت بهره می گرفت. به عبارت دیگر هر کدام از شخصیت</b><b> </b><b>های داستانی او یک ویژگی خاص داشتند</b><b>.</b> </p>
</blockquote>
<p>شواهد دلالت دارند که هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است اشاره آلفرد هیچکاک اغلب برای شخصیت پردازی قهرمانان قصه های خود از عنصر خلاقیت بهره می گرفت. به عبارت دیگر هر کدام از شخصیت های داستانی او یک ویژگی خاص داشتند. در قصه <a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">«</a>پنجره عقبی» یک عکاس نشریه به خاطر شکستگی پایش باید مدت ها در خانه بستری شود، اما او بیکار نیست و با لنزهای دوربین ازطریق پنجره عقبی اتاقش، زندگی مردم را می کاود و قصه آنچنان روان و زیبا پیش می رود که در پایان، همان عکاس خلاق به عنوان کارآگاه، یک جنایت واقعی را عریان می کند. افراد خلاق نیز این گونه هستند، آنها مثل افراد عادی به پیرامون خود نگاه نمی کنند. شاید از منظر مردم، برخی از افراد خلاق دچار برخی کاستی ها در حواس باشند، اما اینگونه نیست. آنها به هر پدیده ای به گونه ای دیگر نگاه می کنند. <br />خلاقیت را قوه و استعدادی می دانند که تصویرهای ذهنی را به نحوی منحصر به فرد، با هم ترکیب و یا این که رابطه ای غریب و غیرعادی میان آنها ایجاد می کند. البته باید گفت تصویرهای ذهنی نباید فقط نو و بدیع باشند، بلکه باید سودمند و مفید هم باشند.«نورمن مایر» می گوید: « صرف خارق العادگی و یا متفاوت بودن تصویر ذهنی، نشانه خلاقیت و امتیاز آن نیست، چون، چه بسا که آن تصویر ذهنی، نشانه ای از ناهنجاری روانی نیز باشد. عدم درک این تمایز، امکان آن را فراهم می کند که غالباً نبوغ را با جنون خلط و قاطی کنیم. شاخص ممتاز بودن راه حلهای خلاق آن است که باید عملی باشند، یعنی این که با واقعیت در پیوند باشند آیا خلاقیت را می توان رشد داد؟خلاق بودن- یعنی دیدن چیزهایی در عالم و آدم، که به چشم دیگران نیاید- آسان نیست. همین که چیزی را متفاوت از دیگران به تصور درآورید، در زمره افرادی قرار می گیرید که انگشت شمارند. غالباً سازمانها کسانی را که پای بند دید و نگرش منحصر به فرد خود در مورد پدیده ها هستند، برنمی تابند. در محیط هایی که تأکید بر همگنی و یکپارچگی است، داشتن نگرش متفاوت با دیگران سهل نیست. اما آیا انسانهای خلاق با سایر انسانها تفاوت دارند<a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">؟</a> آیا توانایی آنها ارثی است یا اکتسابی؟ شواهد دلالت دارند که هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است. خلاقیت را باید صفتی پنداشت که هر انسانی به درجاتی بدان موصوف است. آن چه ضروری است، این است که باید زمینه تجلی این قوه را در داخل اعضای سازمان، خاصه در مدیران فراهم کرد. خلاقیت را نمی توان تابع منطق دوتایی و یا مقوله ای دوگانه به حساب آورد. بدین معنا که بگوییم انسانها یا واجد آن هستند و یا فاقد آن. از سوی دیگر، اگرچه هر کسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، برخی کسان هستند که به علت داشتن توانایی های ذاتی، این قوه را موفق تر از دیگران به کار می گیرند. <br />افراد خلاق دارای مشخصه های زیر هستند: <br /><b>۱</b><b>)</b><b> </b><b>به وضع موجود رضایت نمی دهند و طالب تغییر هستند</b><b>. <br />۲</b><b>)</b><b> </b><b>در دوران بچگی در محیطی با غنای فرهنگی، پرورش یافته اند</b><b>. <br />۳</b><b>)در کار</b><b> </b><b>اندیشیدن تاجایی که ممکن است، از قالب و چارچوب می گریزند</b><b>. <br />۴</b><b>)</b><b> </b><b>اضطراب و دلواپسی</b><b> </b><b>شان در کمترین حد است</b><b>. <br />۵</b><b>)</b><b> </b><b>استقلال نظر و پویایی بالایی دارند</b><b>. <br /></b><b><a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">۶)</a></b><b> </b><b>استبداد</b><b> </b><b>رأی در آنها در کمترین حد ممکن است</b><b>. <br />۷</b><b>)</b><b> </b><b>موضع گیری آنها ناظر بر بازدهی بیشتر</b><b> </b><b>است</b><b>. <br />۸</b><b>)</b><b> </b><b>تکانه ها و امیال درونی شان با تأکید و تصدیق بیشتر مواجه می شوند</b><b>. <br />۹</b><b>)</b><b> </b><b>میزان درگیری ها و تعارضات درونی شان در سطح متعادلی قرار دارد</b><b>. <br /></b>به نظر می آید که ویژگی های یاد شده، این حکم را که هر کسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، نقض می کند. ولی در واقع چنین نیست، چون ویژگیهای یاد شده فقط انسانهایی را وصف می کنند که از قوه خلاقیت بسیار بالایی برخوردارند. تحقیقات انجام شده، نشان می دهد که انسان های بسیار خلاق، با کسانی که دارای قوه خلاقیت متوسط یا کم هستند، تفاوت دارند. «کروپ لی» می گوید: «انسان خلاق در فعالیتهای فکری خود نرمش و انعطاف پذیری خاصی دارد. او خود را پایبند حفظ و نگهداری وضع موجود که مطابق با نظر وی نیز هست، نمی کند و پیوسته آماده و مستعد آن است در نظراتش تجدید نظر کند و اما به عکس، آن کسی که اندیشه خود را مطلق می انگارد، اعتقاد آتشین به منطقی و صادق بودن نظراتش درباره جهان دارد. او نه، می خواهد و نه، می تواند مواضع فکری خود را با اوضاع دائم التغییر متناسب کند و محکم به آنچه «به گمان او» درست است، می چسبد. چنین شخصی بر خلاف افراد خلاق، انعطاف پذیری فکری ندارد و بسیار قالبی و کلیشه ای عمل می کند. چنانکه اشاره شد لازم است سازمانها بستری فراهم کنند تا کارکنان، درجاتی از خلاقیت را که <a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">به طور بالقوه از آن</a> برخوردارند، به فعلیت در آورند. برای مثال سازمانهای با مشخصات زیر، لزوماً تجلی و ظهور تفکر خلاق را با مشکلاتی مواجه می کنند: <br />▪ شغلها، تعاریف محدود و ظریفی دارند. <br />▪ روابط اختیار و اقتدار، تعاریف قطعی و انعطاف ناپذیری دارند. <br />▪ رفتار کارکنان، با مجموعه ای مدون از بخشنامه ها و روش کارها هدایت و کنترل می شوند. <br />▪ روابط حاکم بر سازمان، خشک و رسمی است و قابلیت های فردی کارکنان لحاظ نمی گردند. <br />▪ تنوع آرا و مواضع متقابل، امکان ابراز نمی یابند. <br />▪ فضای اطلاع رسانی محدود و بسته است. <br />▪ تخصصی کردن کارها در حد افراط به چشم می آید. <br />▪ نظام نظارتی در مورد ثبات، قابلیت پیش بینی و کلیشه سازی امور وجود دارد. <br />▪ بیشتر به پاداش بیرونی که دارای جنبه مادی است اتکا دارند، تا پاداش درونی که در نفس کار پنهان است. شواهد حکایت از آن دارند که سازمانهایی که انباره ای از بخشنامه ها، آیین نامه ها، خط مشی ها و ساز و کارهای نظارتی دارند نمی توانند امکان آن را بیابند که بر میزان خلاقیت کارکنان خود بیافزایند. <br /><b>الف) روشهای فردی برای برانگیختن خلاقیت</b><b><br /></b>1) خلاقیت را می توان با آموختن راههای «خلاق شدن» و پرهیز از کاربرد رهیافت هایی که در حل مشکلات معمول است، زیاد کرد. این روش که به نام «آموزش مستقیم» معروف است بر پایه این فرض قرار دارد که چون افراد گرایش بدان دارند که در حل مشکلات از راه حل های رایج استفاده کنند، این امر آنها را از به کارگیری توانمندی ها و ظرفیت های واقعی شان باز می دارد. بنابراین روش «آموزش مستقیم» که در جستجوی راه حل های بدیع و نو است، زمینه مساعدی برای رشد اندیشه های خلاق فراهم می سازد. <br />2) روش فردی دیگر «فهرست کردن ویژگیها» نام دارد. در این شیوه، تصمیم گیرنده ابتدا ویژگی های اصلی مربوط به راه حل های مرسوم را می یابد و سپس هر یک از ویژگیهای اصلی را جدا جدا بررسی می کند و آنگاه تا جایی که ممکن است نسبت به تغییر هر کدام از آنها، همت می گمارد و در راستای همین تغییر هر طرحی را ولو آنکه خنده دار نیز باشد، بدون چشم پوشی فهرست می کند و وقتی که فهرست جامعی تهیه کرد و اشکالات را مشخص نمود گزینه های مؤثر و سودمند را انتخاب و بقیه را حذف می کند. <br />3) خلاقیت را همچنین می توان با جایگزین کردن تفکر عمودی با تفکر افقی یا زیگزاک از قوه به فعل درآورد. تفکر عمودی، قویاً عقلانی و منطقی است و دارای فرایند زنجیره ای است که هر حلقه آن در یک توالی ناگسستنی در پی حلقه پیش از خود می آید. هر حلقه از زنجیره این تفکر، لزوماً باید معتبر و درست باشد. افزون بر آن، تفکر عمودی، فقط چیزی را گزینش و بررسی می کند که ذیربط با موضوع باشد.به عکس آن، تفکر افقی در گستره سطح حرکت می کند و رو به سوی گوشه ها و جوانب دارد و چنین نیست که راه حلی را بپروراند، بلکه به بازسازی و تغییر آن می پردازد. تفکر افقی به صورت فرآیند زنجیره ای نیست. برای مثال انسان ممکن است برای گشودن مشکلی به جای آنکه از محل شروع راه حلی که مرسوم است، آغاز کند، از نقطه آخر آن بیآغازد و سپس به مراحل ماقبل آن برگردد. هر مرحله از تفکر افقی لزوماً درست و معتبر نیست، زیرا چه بسا اقتضا کند از مسیری انحرافی بگذرد تا اینکه به جایی برسد که راه درست، پدیدار و آشکار گردد و در خاتمه اینکه تفکر افقی خود را پایبند اطلاعات مربوط با موضوع نمی کند و به عمد اطلاعات خارج از محدوده یا غیرمربوط را به کار می گیرد تا شیوه جدیدی برای نگرش به مشکل بیابد. ب- روشهای گروهی برای برانگیختن خلاقیت بیشترین تلاش در زمینه پرورش خلاقیت را می توان در حوزه کارهای گروهی مشاهده کرد. برجسته ترین شیوه های گروهی برای پرورش خلاقیت عبارتند از: روش طوفان فکری (سیال سازی ذهن)، روش گوردن و روش تلفیقی نامتجانس ها. <br /><b>1)</b><b> </b><b>روش طوفان</b><b> </b><b>فکری(یا بارش مغزی) :</b> وجه شباهت روش طوفان فکری و روش گوردن در آن است که شش تا دوازده نفر برای مدت معینی پشت میزی می نشینند و سعی می کنند به طور آزادانه و فارغ از هر گونه عوامل بازدارنده ذهنی تا جایی که امکان پذیر است به ارائه روش ها بپردازند. در این جلسه باب نقد و انتقاد درباره پیشنهادها کاملاً بسته است و تمامی پیشنهادهایی که در جلسه مطرح می کنند، می نویسند تا بعداً راجع به آنها به بحث و بررسی بپردازند و اما وجه تفاوت این دو روش، در آن است که در شیوه طوفان فکری، اعضای گروه درباره مشکل، آگاهی دارند و رئیس جلسه طوفان فکری، مشکل را به روشنی تمام بیان می کند، به گونه ای که همه شرکت کنندگان به درک آن نائل آیند. سپس وی اعضای گروه را موظف می کند تا جایی که امکان دارد ذهنیت خود را درباره مشکل بیان کنند. <br /><b>2)روش گوردن</b> <b>: </b>روش گوردن، بر خلاف روش طوفان فکری، فرصت های بیشتری را برای ارائه راه حل های واقعاً بدیع و تازه مهیا می کند. چون که فقط رئیس جلسه از ماهیت دقیق مشکل آگاه است، او به جای اینکه مشکل را به روشنی برای گروه بیان کند، فقط به طور غیرمستقیم بدان اشاره می کند. برای مثال رئیس جلسه در روش طوفان فکری ممکن است مشکل را بدین صورت بیان کند: «مدرسه ما سال آینده فضای آموزشی کافی برای ثبت نام کنندگان احتمالی ندارد.» اما رئیس جلسه در شیوه گوردن ممکن است فقط عبارت های «فضای آموزشی» یا «زیادی تعداد ثبت نام کنندگان<a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">»</a> را <a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">بگوید. هر چند در روش گوردن، اتلاف وقت، بسیار زیاد است و کمتر ناظر بر هدف است، ولی فرصتی را برای شرکت کنندگان فراهم می کند تا راه هایی را بدون دخالت فلج کننده راه حل های سنتی کشف کنند. این روش به جای آنکه با تعبیر و تفسیر راه حل های موجود، برای اندیشه محدودیتی ایجاد کند، آن را مجاز می کند تا با آزادی کامل جولان دهد و تنها محدودیتی که برای اندیشه حادث می شود ناشی از دلالتهای ضمنی کلمه یا کلماتی است که رئیس جلسه در اختیار شرکت کنندگان گذاشته است. روش تلفیق نامتجانس ها یکی از مفیدترین راههای رشد قوه خلاقیت، تلفیق نامتجانس هاست و آن شیوه ای است که سعی دارد عناصر متفاوت و بی ربط را با هم تلفیق کند تا از این</a> رهگذر راه حل های تازه ای برای مشکل پیدا کند. بدیهی است که خیلی از مشکلاتی که حادث می شوند، تازگی ندارند. آنچه محل بحث است، این است که مشکل را باید به شیوه ای تازه نگریست. این دیدگاه در جای خود، ظرفیت و امکانی را برای عرضه راه حل های اساساً نو فراهم می کند. برای یافتن نگرش های نو در مورد مشکلاتی که سابقه وقوع دارند، ضروری است که شیوه های آشنای نگاه کردن به مسائل را کنار بگذاریم. روش تلفیق نامتجانس ها به نحو گسترده ای از تمثیل، برای پیدا کردن شباهت ها و همانندی های موجود در کارکرد پدیده ها و روابط میان آنها استفاده می کند. برای نمونه، تمثیل مستقیم، می تواند با مقایسه وجوه شباهت در واقعیات، علم و فناوری، راه حل های تازه ای را کشف کند. «الکساندر گراهام بل» با فهمیدن سازوکار عناصر موجود در گوش و به کار بستن آنها در «جعبه سخنگوی» خود به پدیده ای شگفت <a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">ان</a>گیز دست یافت. او بعد از اینکه پی برد استخوان های برجسته ای در گوش با غشای نازکی کار می کنند، از خود پرسید چرا قطعه ای محکم و ضخیم از غشا نباید تکه ای از استیل را حرکت دهد. او از درون همین قیاس، تلفن را طراحی کرد.</p>
<p><a href="http://www.feedburner.com/fb/a/emailverifySubmit?feedId=1896663" target="_blank"><font color="#0000ff">این روزها همه تازه ترین مطالب<font size="4"> فرا کاو</font> را در ایمیل خود می خوانند . شما نیز کلیک نمایید</font></a><font color="#0000ff">.</font></p>
Posted in مباحث اجتماعی, نکات طلایی برای زندگی, افسردگی, استرس, اضطراب, اعتماد به نفس, تکنولوژی و روانشناسی, تست ها و آزمون ها Tagged: خلاقیت, روانشناسی <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/farakav.wordpress.com/353/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/farakav.wordpress.com/353/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/farakav.wordpress.com/353/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/farakav.wordpress.com/353/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/farakav.wordpress.com/353/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/farakav.wordpress.com/353/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/farakav.wordpress.com/353/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/farakav.wordpress.com/353/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/farakav.wordpress.com/353/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/farakav.wordpress.com/353/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=353&subd=farakav&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farakav.wordpress.com/2009/06/25/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">آقا و خانم روانشناس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>جواب مشاوره چند تن از دوستان</title>
		<link>http://farakav.wordpress.com/2009/06/21/%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://farakav.wordpress.com/2009/06/21/%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2009 05:51:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقا و خانم روانشناس</dc:creator>
				<category><![CDATA[جواب سوالات مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[نکات طلایی برای زندگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farakav.wordpress.com/?p=619</guid>
		<description><![CDATA[برای داشاکل عزیز
با سلام خدمت شما داشاکل:تجربه یک شکست عاطفی بسیار سنگین است . در مطلبی که در وبلاگ درج کرده ام در این مورد نوشته ام که + چگونه با شکست عشقی کنار بیایم.+ حال شما با فردی آشنا شده اید که مطلقه است و وِیژگی های که برای شما مطرح و مهم است [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=619&subd=farakav&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p><strong>برای داشاکل عزیز<br />
با سلام خدمت شما داشاکل:</strong>تجربه یک شکست عاطفی بسیار سنگین است . در مطلبی که در وبلاگ درج کرده ام در این مورد نوشته ام که + چگونه با شکست عشقی کنار بیایم.+ حال شما با فردی آشنا شده اید که مطلقه است و وِیژگی های که برای شما مطرح و مهم است ، برای خانواده شما بسیار ناراحت کننده است. زنان مطلقه تابوی هستند برای خانواده مردان مجرد و حتی  خود مردان مجرد:<br />
بهتر است آشنایی هر چند جزیی که به سوی کلیت پیش می رود را بین خود و یکی از اعضای خانواده که روابط گرم تری با شما دارد را ایجاد نمایید. بی شک او می تواند با دریافت ویژگی ها و صفات مثبت فرد مورد نظر شما سبب انتقال آن ها به دیگر افراد خانواده گردد.<br />
شکستن این تابو به سادگی نیز امکان ندارد و باید افکار مربوطه به آن را از ذهن خانواده خود جدا نمایید.<br />
امید دارم کام روا باشید.</p>
<p><strong>برای شیرین عزیز<br />
با سلام خدمت شما شیرین خانم:</strong>قبلا&#8221; در مورد آزمون آدمک گودیناف در وبلاگ مطلبی درج نموده ام. امیدوارم آن را مطالعه و در کامپیوتر خود ذخیره نمایید. آزمون دیگری که برای نقاشی کودکان است: اینکه از فرد دیگری که با فرزند شما رابطه خوبی دارد دخواست کنید که به فرزندتان بگویید اعضای خانواده خود را نقاشی کند.<br />
بیشتر اوقات بچه ها اگر در داخل خحانواده با یکی از اعضا مشکل داشته باشند آن فرد را در نقاشی نمی کشند. و این نشان از مشکل بین فرد مورد نظر و کودک است.<br />
آب ریختن روی نقاشی شاید به این خاطر باشد که کودک به نوعی خلاقیت رسیده است. و صرفا&#8221; این کار را نوعی مهارت می داند. و شاید واکنش منفی شما باعث تکرار مجدد گردد.<br />
تنها در مواقعی واکنش نشان دهید که می تواند انجام آن  برای کودک خطرناک باشد. ذهن فعال وی را در منگنه نگذارید.</p>
<p><strong>برای ماهگل و دیگر دوستان:</strong>دوستان عزیزی که درخواست ارسال مقاله های وبلاگ را دارند، می تواند در قسمت سمت راست وبلاگ بر روی لینک ارسال مطالب به وبلاگ کلیک نمایند و با دریافت ایمیل تایید عضو دریافت کنندگان مطالب وبلاگ باشند.</p>
<p><strong>برای فرانک عزیز:</strong>مشکل اس+ت+م+نا برای بسیاری از افراد جوامع مذهبی به صورت یک تابو بزرگ است. و این به دلیل عرف و سنت در جوامع مذهبی و جهان سومی است. نوع تربیتی که در جامعه ما وجود دارد با نوع تربیت جواع توسعه یافته بسیار متفاوت است.<br />
اکثر افراد جامعه ما بعد از اس+ت+م+نا دچار عذاب وجدان و احساس شدید گناه می شوند، و به خود شرط می بندند که دیگر این کار را انجام نمی دهند. و خود این شرط گذاشتن  باعث تشدید احساس گناه بیشتر در دفعات بعدی می گردد.</p>
<p>اگر خواستار ترک این کار هستید : بهتر است در مواقعی که تنها هستید از آن موقعیت فرار کنید چون بیشترین زمانی کا خودا+ر+ض+ایی صورت می گردد در تنهایی است.<br />
برنامه مدونی داشته باشید و در طول روز به ورزش بپردازید تا لذت و خستگی ورزش امکان استنما را از شما بگیرد.<br />
اس+ت+م+نا باعث کاهش فشار و تنیدگی در فرد می شود و لذتی که از آن می برید تنها به خاطر از بین رفتن فشارهای زندگی روزمره است.</p>
Posted in مباحث اجتماعی, نکات طلایی برای زندگی, جواب سوالات مشاوره  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/farakav.wordpress.com/619/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/farakav.wordpress.com/619/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/farakav.wordpress.com/619/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/farakav.wordpress.com/619/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/farakav.wordpress.com/619/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/farakav.wordpress.com/619/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/farakav.wordpress.com/619/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/farakav.wordpress.com/619/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/farakav.wordpress.com/619/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/farakav.wordpress.com/619/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=619&subd=farakav&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farakav.wordpress.com/2009/06/21/%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">آقا و خانم روانشناس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>تنوع پذیری در جنس مذکر</title>
		<link>http://farakav.wordpress.com/2009/06/21/%d8%aa%d9%86%d9%88%d8%b9_%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c_%d8%af%d8%b1_%d8%ac%d9%86%d8%b3_%d9%85%d8%b0%da%a9%d8%b1/</link>
		<comments>http://farakav.wordpress.com/2009/06/21/%d8%aa%d9%86%d9%88%d8%b9_%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c_%d8%af%d8%b1_%d8%ac%d9%86%d8%b3_%d9%85%d8%b0%da%a9%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2009 05:27:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقا و خانم روانشناس</dc:creator>
				<category><![CDATA[اعتماد به نفس]]></category>
		<category><![CDATA[فيزيولوژي]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[نکات طلایی برای زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[پرخاشگری]]></category>
		<category><![CDATA[مذکر]]></category>
		<category><![CDATA[مردها]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farakav.wordpress.com/2009/06/21/%d8%aa%d9%86%d9%88%d8%b9_%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c_%d8%af%d8%b1_%d8%ac%d9%86%d8%b3_%d9%85%d8%b0%da%a9%d8%b1/</guid>
		<description><![CDATA[جنس مذکر به پیچیدگی جنس مونث نیست و اکثر رفتارهای جنس مذکر برون ریز است و نیاز به کنجکاوی ندارد سوالی که مطرح است آیا مردان تنوع پذیر تر از زنان هستند ؟ پاسخ خیر مردان تنوع پذیر تر از زنان نیستند بلکه اکثر رویدادهای زندگی واکثر رفتارها و برخوردارها برای مردان زودتر به عادت [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=319&subd=farakav&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>جنس مذکر به پیچیدگی جنس مونث نیست و اکثر رفتارهای جنس مذکر برون ریز است و نیاز به کنجکاوی ندارد سوالی که مطرح است آیا مردان تنوع پذیر تر از زنان هستند ؟ پاسخ خیر مردان تنوع پذیر تر از زنان نیستند بلکه اکثر رویدادهای زندگی واکثر رفتارها و برخوردارها برای مردان زودتر به عادت تبدیل می شود و اینگونه می توان نتیجه گرفت که مردان زودتر خسته می شوند مسلم بدونید یک مرد هرچقدر هم که دارای همسری زیبا ، خوش اندام و دلربا باشد بعد از چند ماهی زندگی یا یکی دوسال زندگی این زن برای مرد خود عادی می شود و از نظر ظاهری تازگی قبل را نخواهد داشت پس این مطلب قابل توجه خانمهایی که ادعای زیبایی می کنند و میگویند که شوهرشان به آنها خیانت کرده است بعد از مدتی مردان از نظر ظاهر شما اشباع می شوند ، اخلاق و رفتار یک زن باید به گونه ای باشد که در همه حال برای همسر خود تازگی داشته باشد و فقط ظاهر خوب زن برای یک مرد کافی نیست به همین منظور توصیه می شود همه عشق و علاقه و موهبت خود را به یکباره در چند روز یا چند ماه ابتدای زندگی رو نکنید همیشه مثال اهسته و پیوسته را به خاطر داشته باشید ، مردان تغییرات <a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">جزئی را</a> دیر به چشم می بینند مثلا شما اگر جای یک گلدان را در منزل تغییر دهید شاید بعد از یک هفته شوهرتان متوجه این تغییر شود اما اگر رنگ لباس و یا حتی نوع پوششتان را تغییر دهید خیلی زود متوجه تغییر می شوند هر چند شاید اگر عطری که استفاده می کنید را تغییر دهید باز متوجه نشوند پس اگر قصد تغییر یا تحولی دارید بهتر است تلاش خود را در جهت تغییر بزرگی انجام دهید. . </p>
<p>از نظر رفتاری جنس مردان به گونه ایست که ریاست طلب هستند و تمایل دارند هیچ موضوعی از انها پنهان نباشد و ترجیح می دهند همسرشان بدون هماهنگی انها کاری را انجام ندهند. اگر هر روز موقع استقبال از شوهرتان از یک جمله تکراری استفاده میکنید آنرا تغییر <a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">دهید . اگر</a> رفتاری از سوی شوهرتان شما را خوشحال می کند نوع ابراز خوشحالی خود را تغییر دهید هر چند تغییر کوتاه ، کنار امدن با آشفتگی و خستگی مردان یکی از رموز موفقیت برای جلوگیری از تنوع پذیر بودن آنهاست به عنوان مثال اگر خواسته ای دارید یا می خواهید موضوع مهمی را مطرح کنید از گفتن حرفهای حاشیه ای بپرهیزید چرا که مردان از اینگونه حرفها زود خسته و عصبی می شوند .</p>
<p>از نظر روابط جنسی کلا مردان همسری مطیع را خواهان میباشند رفتارهای جنسی خود را تغییر دهید سعی کنید در روابط جنسی تغییر ایجاد کنید به عنوان مثال زمان انجام رابطه مکان انجام آن پوزیشنهای آن حرفهایی که ردو بدل می شود رابطه جنسی کلیشه ای چند دقیقه ای آنچنان تاثیر مثبتی بهمراه ندارد سعی نکنید در باطه جنسی مثل یک ماشین باشید یعنی فقط ابزاری بریا ارضای جنسی باشید بلکه از نظر روحی هم باید شوهر خود را ارضاء کنید البته این مسئاه نیز متقابله . اگر با شوهرتان مشکلی دارید آنرا مطرح کنید تا زودتر حل شود یک زن افسرده حال و غمگین باعث می شود تا شوهر آن زن دیرتر به منزل برود در عوض یک زن شاد و خوشرو و خوش برخورد باعث می شود تا شوهرش برای رفتن به منزل لحظه شماری کند کلا در خانه محیطی جذب کننده برای همسر خود فراهم آورید تا مردان هیچ کجا به جز منزل و در کنار شما احساس آرامش نکنند <a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">.</a> </p>
<p>مردان از زنان نغ نغی بیزارند ، مردان عاشق احترام هستند در بیرون از منزل جلوی دیگران با شوهر خود با احترام سخن بگویید البته این مسئله متقابل میباشد <a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">.</a> از گیر دادن های بیخودی پرهیز کنید . ظاهری خوب برای همسر خود داشته باشید یعنی در منزل آرایش کنید موهای آشفته و پریشان خود را آراسته سازید مدل موی خود را تغییر دهید و از او بپرسید از چه مدل مویی یا چه طرز آرایشی خوشحال تر میشه هر چند وقتی آنها را مشت و مال دهید فراموش نکنید اگر زنی تمام این کارهای را برای شوهر خود انجام دهد به نوعی برای خودش این کارها را انجام داده است چراکه اگر مردی چنین همسری داشته باشد از هیچ تلاشی برای خوشبختی وی کوتاهی نخواهد کرد . طوری با شوهر خود برخورد نکنید که انگار وی وسیله ای برای <a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">تولید اسکناس برای</a> شما میباشد سعی کنید باری از دوش وی بردارید نه اینکه خود مشکلی بر روی مشکلاتش باشید توجه داشته باشید این شمایید که باعث می شید شوهر شما سراغ روابط نا مشروع نرود یا به فکر همسری دیگر نباشد که پاسخگوی آندسته از نیازهایی باشد که شما نتوانسته اید آنها را تامین کنید. به نوعی در یک کلام متفاوت باشید شوهر خود را غافلگیر کنید .</p>
<p><a href="http://www.feedburner.com/fb/a/emailverifySubmit?feedId=1896663" target="_blank"><font color="#0000ff">این روزها همه تازه ترین مطالب<font size="4"> فرا کاو</font> را در ایمیل خود می خوانند . شما نیز کلیک نمایید</font></a><font color="#0000ff">.</font></p>
Posted in فيزيولوژي, مباحث اجتماعی, نکات طلایی برای زندگی, پرخاشگری, اعتماد به نفس Tagged: مذکر, مردها, روانشناسی <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/farakav.wordpress.com/319/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/farakav.wordpress.com/319/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/farakav.wordpress.com/319/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/farakav.wordpress.com/319/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/farakav.wordpress.com/319/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/farakav.wordpress.com/319/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/farakav.wordpress.com/319/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/farakav.wordpress.com/319/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/farakav.wordpress.com/319/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/farakav.wordpress.com/319/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=319&subd=farakav&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farakav.wordpress.com/2009/06/21/%d8%aa%d9%86%d9%88%d8%b9_%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c_%d8%af%d8%b1_%d8%ac%d9%86%d8%b3_%d9%85%d8%b0%da%a9%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">آقا و خانم روانشناس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ایجاد انگیزه در کارکنان</title>
		<link>http://farakav.wordpress.com/2009/05/30/%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af_%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2%d9%87_%d8%af%d8%b1_%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d9%86%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://farakav.wordpress.com/2009/05/30/%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af_%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2%d9%87_%d8%af%d8%b1_%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d9%86%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 30 May 2009 00:08:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقا و خانم روانشناس</dc:creator>
				<category><![CDATA[تکنولوژی و روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی صنعتی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farakav.wordpress.com/2009/05/30/%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af_%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2%d9%87_%d8%af%d8%b1_%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d9%86%d8%a7%d9%86/</guid>
		<description><![CDATA[انگیزه ؛ انرژی ، تعهد و خلاقیتی است که کارکنان یک شرکت برای به انجام رساندن وظایفشان به کار می‌گیرند. در شرایط رقابت شغلی روزافزون سالهای اخیر، یافتن راه‌های برانگیختن کارکنان برای بسیاری از مدیران نگران کننده شده است.
&#160;
انگیزه ؛ انرژی ، تعهد و خلاقیتی است که کارکنان یک شرکت برای به انجام رساندن وظایفشان [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=358&subd=farakav&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>انگیزه ؛ انرژی ، تعهد و خلاقیتی است که کارکنان یک شرکت برای به انجام رساندن وظایفشان به کار می‌گیرند. در شرایط رقابت شغلی روزافزون سالهای اخیر، یافتن راه‌های برانگیختن کارکنان برای بسیاری از مدیران نگران کننده شده است.
<p>&nbsp;
<p>انگیزه ؛ انرژی ، تعهد و خلاقیتی است که کارکنان یک شرکت برای به انجام رساندن وظایفشان به کار می‌گیرند. در شرایط رقابت شغلی روزافزون سالهای اخیر، یافتن <a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">راه‌های برانگیختن کارکنان برای بسیاری از مدیران نگران کننده شده است.</a> <br />در حقیقت ، تئوری‌ها و روش‌های متفاوت و زیادی برای دادن انگیزه به کارکنان ارائه شده است. از مشوق‌های پولی گرفته تا زیاد کردن درگیری‌های کاری، دادن قدرت و اختیارات. <br />نداشتن انگیزه در کارکنان برای شرکتهای کوچک تجاری می‌تواند مشکل ساز باشد. صاحبان این شرکت ها اغلب سالهای زیادی را صرف راه اندازی آن کرده‌اند، برای آنها سخت است که مسؤولیت های مهم را به دیگران بسپارند. اما کارآفرینان باید مواظب چنین خطایی باشند. زیرا تاثیر پایین بودن انگیره کارکنان در شرکتهای کوچک تجاری می‌تواند ویران کننده باشد. بعضی از مشکلات مربوط است به کارکنانی که کاملاً بی‌انگیره و دلسرد هستند. اگر اجازه داده شود که این حالت ادامه یابد موجب کاهش تولید، درآمد و رقابت در بین شرکتهای کوچک تجاری می‌شود. <br />به علاوه یک شرکت تجاری می‌تواند راههای موثری را چه به طور محسوس (مانند پاداش مالی) و یا نامحسوس <a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">(به</a> صورت تشویق‌های کلامی یا دادن مسؤولیت های دلخواه در پروژه‌های آینده) برای ایجاد انگیزه در بین کارکنان پیش بگیرد. پاداش دادن کارکنان برای کارکرد خوبشان وسیله فوق العاده باارزشی برای حفظ نیروی انسانی است. به این ترتیب افراد از کارکردن لذت می‌برند و تمایل دارند که در سازمان پیشرفت و ارتقاء یابند و موجب ایجاد محیط کاری مثبت و پویا می‌شود. یک محقق در زمینه اشتغال می‌گوید وقتی که نیروی انسانی روی محیط کار خود متمرکز شود می‌تواند تغییر و پیشرفت ایجاد کند و سازمان را به پیش ببرد. داشتن یک سیستم پاداش مدون و مناسب با برنامه‌های مشخص مهم است، اما ایجاد انگیزه در کارکنان تنها منحصر به آن نیست .
<p><strong>● چه چیز انگیزه ایجاد می‌کند :</strong><br />یک راه برای دادن انگیزه به کارکنان دیدن نیازها و اضافه کردن مزایا به عنوان عوامل اولیه جهت بهبود عملکرد، است. مجموعه مزایای بی‌پایان پرسنلی مانند هزینه سلامت ، بیمه زندگی، سهیم کردن آنها در سود شرکت، مالکیت طرحها، استفاده از تسهیلات ، ارائه غذای سوبسیدار ،‌کمک هزینه، فراهم کردن مهدکودک ، در اختیار گذاشتن ماشین از طرف شرکت و امکانات دیگر جهت تامین رضایت و سلامت کارکنان با این اعتقاد که رضایت کارکنان به آنها انگیزه می‌دهد. اما بسیاری از تئوری‌های جدید معتقدند که انگیزه‌ای که یک کارمند نسبت به شغلش احساس می‌کند کمتر بوسیله پاداش‌های مادی ایجاد می‌شود تا خود شغل. <br />مطالعات سالهای ۱۹۵۰ نشان داده است تقسیم و ساده کردن مشاغل موجب پایین آمدن نتیجه کار و بهره‌وری مادی و معنوی کارکنان شده است. اثرات دیگر پایین بودن انگیزه کارکنان، غیبت و جابجایی زیاد است که هردوی آن هزینه‌های زیادی برای سازمان دارد. در نتیجه در دهه <a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">۱۹۵</a>۰ انگیزه گسترش و ابتکار عمل در شرکتهای مهم ایجاد شد. <br />باید به کارگر اجازه داده شود که شخصاٌَ برای تکمیل هدفمند بخشی از کار که به او سپرده شده احساس مسوولیت کند. مستخدم باید نسبت به کار احساس مالکیت کند و با کاری که انجام می‌دهد ارتباط برقرار کند. حتی در موقعیت کار گروهی یک تلاش موفق وقتی نتیجه خواهد داد که او بداند مشارکتش در تکمیل کار گروه مهم بوده است و نتایج بدست آمده برای فرد معنی حقیقی داشته باشد، کار موثری که منجر به این نشود که مستخدم احساس کند تلاش او مهم است لحاظ نخواهد شد. نتیجه کار موثر یک کارگر باید برای خود او و دیگران در سازمان ارزش داشته باشد و بازخوردی از عملکردش به او بدهد. یک انتقاد سازنده و قابل قبول از کار انجام شده برای کارگر خیلی مهم و انگیزه پیشرفت او است . <br />در حالی که اصطلاحات واژگان شناسی تغییر می‌کند. اصول انگیزه کارکنان از نیم قرن پیش نسبتاًٌ بی‌تغییر باقی مانده است. واژه‌های نو تجاری شامل : حدود اختیارات، حلقه‌های کنترل کیفیت، کار گروه، همه سه خصوصیت انگیزه شغلی را نشان می‌دهد . <br />۱) حدود اختیارات به مستخدم استقلال و اختیار می‌دهد که مالک ایده‌ها و عملکرد خود باشد چه به تنهایی اجرا شود و یا به صورت گروهی. <br />۲) کنترل کیفیت و افزایش عملکرد تیم‌ها در محیط کار امروزی به مستخدمین این فرصت را می‌دهد که اهمیت کار انجام شده توسط گروه را تقویت و همچنین بازخورد و تاثیر آن کار را دریافت کند. <br />شرکتهای تجاری کوچک ممکن است فاقد منابع برای ارائه برنامه‌های ایجاد انگیزه برای مستخدم باشد. با این وجود مدیران می‌توانند همان اصول اساسی را انجام دهند. برای کمک به این احساس که برای کارکنان دوست داشتن شغلشان و مشارکتشان در شرکت باارزش است ، صاحبان شرکتهای کوچک تجاری لازم است اهداف شرکت را با مستخدمین در میان بگذارند. این ارتباطات باید هم به صورت کلامی و هم به صورت عملی باشد. <br />به علاوه صاحبان شرکتهای کوچک تجاری باید استانداردهای بالایی برای استخدام داشته باشند. همچنین باید حمایت خود را از تلاش‌های کارکنان وقتی که نتوانستند به اهداف برسند، حفظ کنند. همچنین دادن استقلال و انعطاف پذیری به کارکنان در چگونگی انجام کار موثر است. بالاخره صاحبان شرکتهای کوچک باید قدمهایی برای وحدت نظر بین کارکنان با نقطه نظرات خودشان بردارند. این کار موجب ایجاد انگیزه در بین کارکنان خواهد شد تا در اهداف شرکت مشارکت داشته باشند و برای جلوگیری از رکود و کسادی کار شرکت در جهت‌گیری‌ها و اهداف به شرکت کمک کنند.
<p><strong>● روش های ایجاد انگیزه</strong>
<p>▪ قدرت دادن<a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">:</a> <br />دادن استقلال و تعیین حدود اختیارات در تصمیم گیری به مستخدم مسوولیت بیشتر می‌دهد و کنترل آنها را روی حوزه و قلمرو کارهایی که مسؤولیتش به آنها سپرده شده بیشتر و آنها را برای انجام آن کارها مجهز می‌کند. در نتیجه، احساس ناامیدی از کاری که باید جوابگوی آن باشد را کاهش می‌دهد و صرف انرژی فرد را به جای دفاع از خود به سمت پیشرفت انجام کار تغییر می دهد.
<p>▪ خلاقیت و نوآوری : <br />در بسیاری از شرکتها، مستخدمین خلاق ایده‌هایشان را از ترس نادیده انگاشتن اطلاعات آنها یا به مسخره گرفته شدن برای مدیریت ابراز نمی‌کنند. تأئید شرکت و حرکت بر روی خط مشی شرکت چنان دیرینه و ریشه‌ای است که در بعضی از محیط‌های کاری هم کارکنان و هم سازمان از آن در رنج و زحمت هستند. وقتی توانایی و قدرت نوآوری در یک سازمان از بالا به سطح پرسنل عادی پایین آورده ‌شود، این فرصت به کسانی که می‌توانند کار، محصول یا خدماتی را به بهترین وجه ارائه دهند، داده می‌شود که از ایده‌هایشان برای پیشرفت و گسترش کار استفاده شود. <br />قدرت خلاقیت و نوآوری، کارکنان را انگیزه‌دار می‌کند و به سود سازمان است که نیروی کار انعطاف پذیرتری داشته باشد و خردمندانه از تجربه کارکنانش استفاده کند و تبادل اطلاعات و ایده‌ها را در بین کارکنان و حوزه‌ها افزایش دهد. این پیشرفت موجب ایجاد فضای باز برای جواب سریع به تغییرات بازار و حفظ برتری به عنوان اولین پیشنهاد دهنده در بازار می‌شود.
<p>▪ آموزش : <br />اگر به مستخدم ابزارها و فرصتهای بیشتری برای انجام کار بدهند، متعهد به چالش بیشتری خواهد شد. شرکتها می‌توانند با دادن فرصتهای مداوم افزایش مهارتها به کارکنان انگیزه بدهند . برنامه‌های دادن گواهی‌نامه پایان دوره یا مقطع تحصیلی یک راه متداول و موثر برای رشد و ارتقاء دانش و انگیزه کارکنان است . <br />اغلب این برنامه‌ها موجب رشد کارکنان و تمایل آنها به سمت جلب مشتری و شرکت خواهد شد و در عین حال موجب تقویت اعتماد به نفس آنها می‌شود. برای تایید این اظهارات یک تجزیه و تحلیل از عواملی که بر روی ایجاد انگیزه یادگیری در کارکنان تاثیر می‌گذارد، ارائه شده است که مستقیماً به میزان شرکت آنها در دوره‌های آموزشی مربوط می‌شود و شرکت‌کنندگان در این دوره‌ها معتقدند شرکت در این دوره‌ها روی کار و شغل آنها اثر مفید و موثری خواهد داشت . به عبارت دیگر اگر دانشی که آنها کسب می‌کنند بتواند در انجام کارشان مورد استفاده قرارگیر،. پس آموزش آن دانش برای کارفرما و کارکنان مفید خواهد بود.
<p>▪ کیفیت زندگی : <br />میزان ساعت کار هفتگی کارکنان آمریکایی در حال افزایش است و بسیاری از خانواده ها دو نفرشان کار می‌کنند. آنها ساعات کارشان افزایش یافته‌اند. در چنین شرایطی آنها نگران هستند که چطور نیازهای زندگیشان در خارج از محیط کار را تامین کنند و اغلب این نگرانی در زمان انجام کار اتفاق می‌افتد که احتمالاً موجب پایین آوردن بهره‌وری و تضعیف روحیه کارکنان می‌شود. شرکتهایی که روی نیروی کار موقت برنامه ریزی کرده‌اند توانسته اند نیروهایی با انگیزه جذب کنند که موجب افزایش بهره‌وری شده اند. برنامه‌هایی که براساس ساعت کار شناور، هفته های کاری فشرده و یا مشارکت کاری تنظیم شده است در تمرکز نیروی متراکم کار به سمت انجام کار و به دور از تقاضای آنها برای زندگی خصوصی شان، موفق بوده است .
<p>▪ مشوق پولی : <br />برای حمایت از تمام انگیزه‌دهنده‌ها هنوز پول جایگاه اصلی را میان انواع انگیزه دهنده‌ها دارد. مشارکت در منافع یک شرکت مستخدمین را تشویق می‌کند که محصولاتی با کیفیت تولید کنند. آنچه به نفع شرکت است مستقیماً به نفع کارکنان می‌شود. پول و پاداش‌های دیگری به خاطر کاهش هزینه‌های تولید، به نتیجه رسیدن پروژه ها و طرح ها، ارتقاء بهره‌وری و کاهش غیبت ، کارکنان داده می‌شود. پول وقتی که مستقیماً به ایده‌ها و عملکرد کارکنان مرتبط است موثر است. با این وجود اگر با دیگر عوامل غیرپولی دیگر همراه نباشد اثر انگیزشی آن کوتاه خواهد بود. به علاوه مشوق های پولی در صورتی که برای همه کارکنان سازمان فراهم نباشد می‌توانند ضدتولید شوند.
<p>▪ مشوق های دیگر : <br />تحقیقات پی در پی بیانگر آن است که بیشتر انگیزه‌های موثر برای کارکنان پولی است. سیستم پولی محرک‌های ناکافی هستند، قسمتی از آن به این علت است که اغلب موجب افزایش انتظارات می‌شود و همچنین به علت اختلاف بین افراد حقوق بگیر به جای ایجاد اتحاد کارکنان موجب تفرقه بین آنها می‌شود. محرک های مثبت غیرپولی روحیه گروه را بالا می‌برد و موجب شناخت، احساس مسؤولیت و پیشرفت می‌شود. <br />مدیرانی که موفقیت‌های کوچک کارکنان را مورد توجه قرار می‌دهند و محیط مشارکت را بالا می‌برند و با احترام و محبت با کارکنان رفتار می‌کنند کارکنان خود را خیلی با انگیزه خواهند یافت. یک شرکت با ۳۰ پاداش نیرومند که هزینه کم و یا هیچ اقدامی نداشت بر توفان مغزی مدیران موفق شد، موثرترین پاداش‌ها ، مانند نامه‌های سپاس ، مرخصی تشویقی، بالا بردن حدود اختیارات و قدرت و مقام بود. در طولانی مدت، تشویق و تقدیر خالصانه و تقدیر و تکریم از کارمند بسیار موثرتر و اقتصادی تر از پاداش‌های پولی به تنهایی خواهد بود. در پایان، باید اذعان داشت یک برنامه که ترکیبی از سیستم پاداش پولی و رضایت باطنی و پاسخ به نیازهای واقعی است می‌تواند قوی‌ترین محرک و انگیزه برای کارکنان باشد.</p>
Posted in مباحث اجتماعی, تکنولوژی و روانشناسی Tagged: روانشناسی, روانشناسی صنعتی <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/farakav.wordpress.com/358/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/farakav.wordpress.com/358/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/farakav.wordpress.com/358/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/farakav.wordpress.com/358/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/farakav.wordpress.com/358/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/farakav.wordpress.com/358/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/farakav.wordpress.com/358/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/farakav.wordpress.com/358/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/farakav.wordpress.com/358/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/farakav.wordpress.com/358/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=358&subd=farakav&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farakav.wordpress.com/2009/05/30/%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af_%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2%d9%87_%d8%af%d8%b1_%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d9%86%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">آقا و خانم روانشناس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>سه تیپ رنجور</title>
		<link>http://farakav.wordpress.com/2009/05/13/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86_%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c/</link>
		<comments>http://farakav.wordpress.com/2009/05/13/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86_%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 13 May 2009 00:06:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقا و خانم روانشناس</dc:creator>
				<category><![CDATA[استرس]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[بیماری ها و اختلالات]]></category>
		<category><![CDATA[تکنولوژی و روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[شیوه های درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[پرخاشگری]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال روان رنجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بیماری]]></category>
		<category><![CDATA[روان]]></category>
		<category><![CDATA[روان رنجوری]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farakav.wordpress.com/2009/05/13/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86_%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[&#160;
شخصیت روان رنجورانه را تا چه اندازه می شناسید؟ تا چه حد با نگرش ها و رفتارهایی این افراد آشنا هستید؟ نگرش ها و رفتارهایی كه بیانگر تمایل به سوی مردم است، علیه مردم حركت می كند و یا این كه از آنها فاصله می گیرد. كارن هورنای ، یكی از روان تحلیلگران و كسی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=328&subd=farakav&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>&nbsp;
<p>شخصیت روان رنجورانه را تا چه اندازه می شناسید؟ تا چه حد با نگرش ها و رفتارهایی این افراد آشنا هستید؟ نگرش ها و رفتارهایی كه بیانگر تمایل به سوی مردم است، علیه مردم حركت می كند و یا این كه از آنها فاصله می گیرد. كارن هورنای ، یكی از روان تحلیلگران و كسی كه سال های اولیه كودكی را در شكل گیری شخصیت انسان بسیار مهم می داند معتقد است: نیروهای اجتماعی در كودكی بر رشد شخصیت تأثیر دارند نه نیروهای زیستی. به نظر هورنای، مردم نه به وسیله پرخاشگری بلكه به وسیله نیاز به ایمنی و محبت برانگیخته می شوند. <br />نظریه شخصیت او شرح می دهد كه چگونه كمبود محبت در دوران كودكی، اضطراب و خصومت را پرورش می دهد. این كه كودك احساس امنیت و فقدان ترس كند، در تعیین بهنجار بودن رشد شخصیت او با اهمیت است. هورنای، تصور می كرد كه نیاز ایمنی بر كودك حاكم است. منظور او<a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">،</a> نیاز به امنیت و رهایی از ترس بود. امنیت كودك كام<a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">لاً</a> بستگی به این دارد كه والدین چگونه با او برخورد كنند و این كه كودك را دوست بدارند و او را بخواهند. <br />هنگامی كه امنیت تضعیف شود، خصومت به وجود می آید. ممكن است كودك به خاطر احساس درماندگی، ترس از والدین، نیاز به محبت والدین و یا احساس گناه ناشی از نشان دادن خصومت، آن را سركوب كند. سركوب كردن خصومت منجر به اضطراب بنیادی می شود به نوعی كه فرد احساس می كند در دنیای خصمانه، تنها و درمانده است. <br />این اضطراب پایه ای است برای به وجود آمدن روان رنجوری های بعدی. با این مقدمه حال می توانیم به انواع گرایش ه<a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">ای</a> روان رنجوری مثل اختلال شخصیت وابسته، شخصیت پرخاشگر و شخصیت منزوی بیشتر بپردازیم.
<p>●شخصیت مطیع <br />مهم ترین ویژگی اختلال شخصیت وابسته، نداشتن اطمینان برخود، وابستگی كامل به دیگران، رفتار تسلیم جویانه، كمرویی و تردید و پرهیز از مسئولیت ها است. نیاز بیش از حد شخصیت وابسته برای این كه تحت حمایت و حراست قرار بگیرد، سبب می شود تسلط دیگران را به راحتی بپذیرد. ترس وی از جدایی موجب می گردد رفتاری تسلیم جویانه و مقاومت آمیز در برابر دیگران پیش گیرد. این رفتارها از ابتدای جوانی ظاهر می شود و در زمینه های گوناگون تجلی پیدا می كند. <br />شخصیت وابسته در تصمیم گیری های معمولی روزانه هم مشكل دارد، قادر به نه گفتن نیست و در هیچ مورد نمی تواند مخالفت خود را با نظر دیگران بیان كند. این افراد دیدی منفی، بدبینانه و مردد نسبت به خویش دارند و توانایی های خود و حتی آنچه را كه مالك آن هستند را ناچیز می شمارند. روابط اجتماعی آنها محدود به افراد معدودی می شود كه فرد به آنها وابسته است. <br />این افراد معمولاً به یك شخصیت سلطه گر (دوست یا همسر) نیاز دارند كه آنها را سرپرستی و راهنمایی نموده و از آنها حفاظت كند. همچنین برای رسیدن به اهدافشان مقابل دیگران مخصوصاً والدین به گونه ای رفتار می كنند كه دیگران آنها را جالب یا دلنشین بیابند. <br />شخصیت های مطیع آشتی جو هستند و امیال شخصی خود را تابع امیال دیگران می كنند. هرگز جسور، انتقادی و یا پرتوقع نیستند و نسبت بر خودشان همواره نگرش ضعف و درماندگی دارند. هر گونه نشانه طرد (واقعی یا خیالی) برای آنها وحشتناك است و به افزایش تلاش برای به دست آوردن محبت مجدد شخصی كه آنها را طرد كرده، منجر می شود البته منشأ این رفتارها برمی گردد به خصومت، احساس عمیق نافرمانی و انتقام جویی سركوب شده كه فرد وابسته آنها را به صورت وارونه نشان می دهد. <br />این اختلال می تواند ناشی از رفتار والدینی باشد كه بیش از اندازه حمایتی و خودكامه هستند. این والدین وابستگی را در فرزندان خود ترغیب می كنند و این رفتار وابسته، حس مراقبت تسلی بخشی را برای والدین به ارمغان می آورد. <br />در صورت پایان یافتن یك رابطه نزدیك، افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته ممكن است به سرعت در پی رابطه دیگری باشند كه نیاز به مراقبت و حمایت آنها را ترغیب كند. اعتقاد آنها مبنی بر این كه قادر نیستند در غیاب رابطه ای نزدیك كاركرد مناسبی داشته باشند موجب می شود به سرعت به شخص دیگری دلبسته شوند. <br />اختلال شخصیت وابسته با دیگر اختلالات شخصیت به ویژه اختلالات شخصیت مرزی، اجتنابی و نمایشی همراه است. بیماری فیزیكی مزمن نیز ممكن است فرد را برای ظهور این اختلال مستعد كند. <br />این اختلال در زنان بیشتر از مردان است. همچنین در فرزندان كوچك تر خانواده، احتمال آسیب پذیری بیشتری برای ابتلا به آن وجود دارد. بنیاد درمان شخصیت های وابسته نیز متكی به روان درمانی و دارو درمانی است. رفتار درمانی، خانواده درمانی و گروه درمانی نیز تاكنون نتایج موفقیت آمیزی داشته اند.
<p><a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">●</a>شخصیت پرخاشگر <br />این افراد علیه مردم حركت می كنند. آنها به گونه ای خشن و آمرانه، بدون توجه به دیگران عمل كرده و برای به دست آوردن كنترل و برتری كه بسیار برای زندگی شان حیاتی است، باید همواره در سطح بالا عمل كنند و به وسیله ممتاز بودن و به دست آوردن شهرت از این كه برتری آنها را تأیید می كنند، ارضا می شوند. این افراد برای پیش افتادن از دیگران برانگیخته می شوند و درباره هر كس برحسب استفاده ای كه از رابطه با آنها می برند، قضاوت می كنند. آنها برای خشنودی دیگران تلاش نمی كنند بلكه جروبحث، انتقاد و پافشاری می كنند و هر كاری كه برای به دست آوردن و حفظ برتری و قدرت لازم باشد انجام می دهند. آنها برای این كه بهترین باشند سخت خود را تحریك می كنند بنابر این در شغلشان ممكن است موفق باشند. آنها از توانایی های خود مطمئن هستند و در نشان دادن و دفاع از خود بی پروا هستند.
<p>●شخصیت اجتنابی <br />افراد مبتلا به این اختلال از تماس بین فردی به دلیل ترس از انتقاد، عدم تأیید و یا طرد شدن دوری می كنند و برای این جدایی می كوشند تا خود بسنده شوند. <br />برای همین بر امكانات خودشان متكی شده و اعلام بی نیازی می كنند. برعكس افراد مبتلا به شخصیت وابسته، این افراد از برقراری ارتباط جدید امتناع می كنند مگر این كه كاملاً مطمئن باشند بدون هیچ انتقادی مورد محبت و پذیرش آنها قرار خواهند گرفت. <br />میل زیاد به تنهایی باعث می شود كه تجربه ای مثل گوش دادن به موسیقی نیز این افراد را آشفته كند. آنها باید از هر گونه قید و بند مثل جدول زمانی، برنامه زمان بندی شده، تعهدات طولانی مدت و گاهی حتی فشارهای بسیار كوچك در زندگی اجتناب كنند. آنها نیاز به برتری دارند، اما نه به شیوه شخصیت پرخاشگر. چون نمی توانند به طور فعال بادیگران رقابت كنند. یكی از جلوه های این حس برتری، احساس بی نظیر و مجزا بودن و فرق داشتن است آنها جلوی تمام احساسات خود نسبت به دیگران، مخصوصاً عشق و نفرت را می گیرند یا این كه آنها را انكار می كنند. <br />این افراد به خاطر محدودیت عواطفشان، تأكید زیادی بر عقل، منطق و هوش دارند. رفتار اجتنابی اغلب در نوزادی یا كودكی همراه با خجالتی بودن، منزوی بودن و ترس از غریبه ها و موقعیت های جدید شروع می شود. اگر چه خجالتی بودن كودك یك پیش سیر برای این اختلال است، در بیشتر افراد با بالا رفتن سن به تدریج ناپدید می شود. <br />برعكس افرادی كه در شرف بروز اختلال شخصیت اجتنابی هستند ممكن است در خلال بزرگسالی و اوایل كودكی، زمانی كه روابط اجتماعی با افراد جدید از اهمیت خاصی برخوردار است به طور فزاینده ای خجالتی و دوری گزین شوند. <br />دیگر اختلالاتی كه معمولاً همراه با اختلال شخصیت اجتنابی هستند عبارتند از: اختلالات خلقی و اضطرابی. این اختلال اغلب همراه اختلال شخصیت وابسته تشخیص داده می شود به دلیل این كه افراد مبتلا به شخصیت اجتنابی به قلیل دوستان خود خیلی دلبسته و وابسته می شوند. <br />به طور كلی می توان گفت فرد روان رنجور برای كنترل اضطراب بنیادی خود، به وسیله این گرایش ها فكر و عمل می كند. هر سه این گرایش ها به نظر هورنای در فرد وجود دارد منتهی همیشه یكی از آنها غالب است و دو گرایش دیگر با شدت كمتری وجود دارند.</p>
<p><a href="http://www.feedburner.com/fb/a/emailverifySubmit?feedId=1896663" target="_blank"><font color="#0000ff">این روزها همه تازه ترین مطالب<font size="4"> فرا کاو</font> را در ایمیل خود می خوانند . شما نیز کلیک نمایید</font></a><font color="#0000ff">.</font></p>
Posted in مکاتب روانشناسی, پرخاشگری, استرس, اضطراب, بیماری ها و اختلالات, تکنولوژی و روانشناسی, شیوه های درمانی Tagged: اختلال روان رنجوری, بیماری, روان, روان رنجوری, روانشناسی <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/farakav.wordpress.com/328/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/farakav.wordpress.com/328/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/farakav.wordpress.com/328/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/farakav.wordpress.com/328/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/farakav.wordpress.com/328/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/farakav.wordpress.com/328/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/farakav.wordpress.com/328/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/farakav.wordpress.com/328/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/farakav.wordpress.com/328/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/farakav.wordpress.com/328/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=328&subd=farakav&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farakav.wordpress.com/2009/05/13/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86_%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">آقا و خانم روانشناس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>خريد اينترنتي مقالات و تحقيقات علمي روانشناسان ايراني</title>
		<link>http://farakav.wordpress.com/2009/04/25/%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d8%af-%d8%a7%d9%8a%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%d9%8a-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%82%d9%8a%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%b9%d9%84%d9%85%d9%8a-%d8%b1%d9%88/</link>
		<comments>http://farakav.wordpress.com/2009/04/25/%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d8%af-%d8%a7%d9%8a%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%d9%8a-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%82%d9%8a%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%b9%d9%84%d9%85%d9%8a-%d8%b1%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 25 Apr 2009 14:40:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقا و خانم روانشناس</dc:creator>
				<category><![CDATA[استرس]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد به نفس]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[بیماری ها و اختلالات]]></category>
		<category><![CDATA[تست ها و آزمون ها]]></category>
		<category><![CDATA[تکنولوژی و روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود کتاب های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسان بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[روز نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[شیوه های درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومي]]></category>
		<category><![CDATA[فيزيولوژي]]></category>
		<category><![CDATA[لینکدونی]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی سایت های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات خارجی روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات فارسی روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[نکات طلایی برای زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[پايان نامه دانشجويي]]></category>
		<category><![CDATA[پرخاشگری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farakav.wordpress.com/?p=603</guid>
		<description><![CDATA[من و همسرم به دليل مشكلات عديده اي كه در پيدا كردن مقالات معتبر علمي داشته ايم ،
بر آن شديم تا ديگر دوستان رشته هاي روانشناسي ، علوم تربيتي، و پژوهشگري را در اين زمينه ياري نماييم.
شما مي توانيد با سفارش اين مجموعه خود را براي ارائه هرگونه تخقيقي آماده نماييد.
سي دي مقالات علمي روانشناسان [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=603&subd=farakav&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p><a href="http://eforosh.com/farakav">من و همسرم به دليل مشكلات عديده اي كه در پيدا كردن مقالات معتبر علمي داشته ايم ،</a></p>
<div><a href="http://eforosh.com/farakav">بر آن شديم تا ديگر دوستان رشته هاي روانشناسي ، علوم تربيتي، و پژوهشگري را در اين زمينه ياري نماييم.</a></div>
<p><a href="http://eforosh.com/farakav">شما مي توانيد با سفارش اين مجموعه خود را براي ارائه هرگونه تخقيقي آماده نماييد.</p>
<p>سي دي مقالات علمي روانشناسان ايراني بيش از 160 مقاله و تحقيق معتبر و به همراه چندين پايان نامه روانشناسي</p>
<p>اين سي دي براي دانشجويان رشته هاي روانشناسي ، علوم تربيتي، و پژوهشگري و &#8230;. كاربرد فراوانی دارد.</p>
<p>اين مجموعه شامل:</p>
<p>بيش از 160 مقاله و تحقيق معتبر و به همراه چندين پايان نامه روانشناسي است.</p>
<p>این مجموعه شامل اکثر موضوعات مطرح شده در روانشناسی است. از افسردگی ، هوش هیجانی، اختلالات شخصیت و اسکیزوفرنی گرفته تا پیشرفت تحصیلی و بسیاری عنواین دیگر../..</p>
<p> </p>
<p></a></p>
<p><a href="http://eforosh.com/farakav"><strong></strong></a><strong><a href="http://eforosh.com/farakav/13852">بر روي لينك كليك نماييد.</a><br />
در فروشگاه بر روي آيكون سبد خريد كليك نماييد. بعد از آن تعداد مورد نظر خود را انتخاب و بر روی گزینه ذخیره اطلاعات کلیک نمایید سپس بر روی خرید نهایی کلیک نمایید و اطلاعات کامل به همراه کد پستی وارد نمایید. و سفارش خود را تایید نمایید.</strong></p>
<blockquote><p>
<a href="http://eforosh.com/farakav/13852"><br />
<h3><span style="color:#0000ff;">تا کنون چهل و شش نفر ثبت نام کرده و سفارش داده اند. شما نیز همین الان سفارش دهید.</span></h3>
<p></a>
</p></blockquote>
<p><img src="http://eforosh.com/images/c.gif" alt="بر رو ي آيكون فروش كليك نماييد." /><br />
<a href="http://eforosh.com/farakav/13852"><img src="http://farakav.files.wordpress.com/2009/04/any.gif" alt="سفارش مقالات و پايان نامه هاي روانشناسي " /></a></p>
Posted in فيزيولوژي, لینکدونی, مقالات فارسی روانشناسی, مقالات خارجی روانشناسی, مکاتب روانشناسی, مباحث اجتماعی, معرفی سایت های روانشناسی, نکات طلایی برای زندگی, پايان نامه دانشجويي, پرخاشگری, افسردگی, استرس, اضطراب, اعتماد به نفس, بیماری ها و اختلالات, تکنولوژی و روانشناسی, تست ها و آزمون ها, دانلود کتاب های روانشناسی, روانشناسان بزرگ, روز نوشت, شیوه های درمانی, عمومي  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/farakav.wordpress.com/603/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/farakav.wordpress.com/603/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/farakav.wordpress.com/603/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/farakav.wordpress.com/603/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/farakav.wordpress.com/603/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/farakav.wordpress.com/603/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/farakav.wordpress.com/603/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/farakav.wordpress.com/603/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/farakav.wordpress.com/603/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/farakav.wordpress.com/603/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=603&subd=farakav&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farakav.wordpress.com/2009/04/25/%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d8%af-%d8%a7%d9%8a%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%d9%8a-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%82%d9%8a%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%b9%d9%84%d9%85%d9%8a-%d8%b1%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">آقا و خانم روانشناس</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://eforosh.com/images/c.gif" medium="image">
			<media:title type="html">بر رو ي آيكون فروش كليك نماييد.</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://farakav.files.wordpress.com/2009/04/any.gif" medium="image">
			<media:title type="html">سفارش مقالات و پايان نامه هاي روانشناسي </media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>روانشناسي تفاوتهاي فردي</title>
		<link>http://farakav.wordpress.com/2009/04/23/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%81%d8%b1%d8%af%d9%8a/</link>
		<comments>http://farakav.wordpress.com/2009/04/23/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%81%d8%b1%d8%af%d9%8a/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Apr 2009 14:42:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقا و خانم روانشناس</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیماری ها و اختلالات]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات فارسی روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[نکات طلایی برای زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[تفاوت]]></category>
		<category><![CDATA[تفاوت های فردی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسي تفاوتهاي فردي]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farakav.wordpress.com/?p=574</guid>
		<description><![CDATA[تعريف روانشناسي تفاوتهاي فردي-خاستگاه و تاريخچه روانشناسي تفاوتهاي فردي-علل تفاوتهاي فردي)
موضوع جلسه، تعريف روانشناسي تفاوتهاي فردي، انواع تفاوتها و تفاوت روانشناسي تجربي با روانشناسي تفاوتهاي فردي مي باشد.
تعريف روانشناسي تفاوتهاي فردي
يکي از شاخه هاي تخصصي روانشناسي جديد، روانشناسي تفاوتهاي فردي است که همانند ساير شاخه هاي روانشناسي، موضوع، هدف و روش خاصي دارد. روانشناسي تفاوتهاي [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=574&subd=farakav&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>تعريف روانشناسي تفاوتهاي فردي-خاستگاه و تاريخچه روانشناسي تفاوتهاي فردي-علل تفاوتهاي فردي)</p>
<p>موضوع جلسه، تعريف روانشناسي تفاوتهاي فردي، انواع تفاوتها و تفاوت روانشناسي تجربي با روانشناسي تفاوتهاي فردي مي باشد.<br />
تعريف روانشناسي تفاوتهاي فردي</p>
<p>يکي از شاخه هاي تخصصي روانشناسي جديد، روانشناسي تفاوتهاي فردي است که همانند ساير شاخه هاي روانشناسي، موضوع، هدف و روش خاصي دارد. روانشناسي تفاوتهاي فردي به مطالعه تفاوتهاي افراد و گروهها مي پردازد.<br />
تفاوتهاي افراد به دو دسته تقسيم مي ش<a href="http://farakav.wordpress.com">وند:</a></p>
<p>1- تفاوتهاي بين فردي</p>
<p>2- تفاوتهاي درون فردي</p>
<p>انسانها از لحاظ ويژگيهاي جسماني مثل قد ، وزن و رنگ چشم و خصوصيات رواني از قبيل هوش و شخصيت ، تفاوتهايي با يکديگر دارن که اين تفاوت بين افراد را تفاوتهاي بين فردي مي نامند .</p>
<p>تفاوتهاي بين فردي در زمينه هاي مختلف مشاهده مي شوند و تأثير بسزايي بر کار و عملکردهاي انسانها مي گذارد و به همين علت ، در زمينه موفقيت هاي تحصيلي و شغلي نيز مهم مي باشند .</p>
<p>توانايي هاي مختلف در <a href="http://farakav.wordpress.com">يک فرد ،</a> يکسان نبوده و هر فرد در برخي زمينه ها داراي استعداد خوب و در زمينه هاي ديگر استعداد متوسط يا ضعيف دارد . به تفاوتهاي موجود در تواناييها و استعدادهاي مختلف در يک فرد ، تفاوت هاي درون فردي اطلاق مي شود . براي مثال ، ممکن است فردي در زمينه يادگيري زبان انگليسي استعداد خوبي داشته باشد ، اما در زمينه يادگيري رياضيات دچار مشکل باشد .<br />
تفاوتهاي درون گروهي و بين گروهي</p>
<p>تفاوت عملکرد افراد در گروههاي مختلف ، تفاوت بين گروهي نام دارد . براي مثال ، تفاوت دختران و پسران ، تفاوت کودکان شهري و روستايي از اين قبيل مي باشد .</p>
<p>البته در هر گروه نيز افراد تفاوتهايي با يکديگر دارند که اين ، تفاوت درون گروهي نام دارد . براي مثال ، تفاوت دانشجويان سال اول رشته روانشناسي ، تفاوت دختران با هم يا تفاوت نوجوانان با يکديگر !</p>
<p>به طور کلي مي توان گفت که موضوع مورد مطالعه روانشناسي تفاوتهاي فردي ، مطالعه تفاوتهاي بين فردي ، درون فردي ، درون گروهي و بين گروهي است .</p>
<p>موضوع روانشناسي تفاوتهاي فردي ( مطالعه تفاوتهاي افراد ) در ارتباط با روانشناسي تجربي به صورت زير مطرح مي شود :</p>
<p>روانشناسي تفاوتهاي فردي با استفاده از روش آزمون ، به شناسايي تفاوتهاي فردي مي پردازد ، در حالي که روانشناسي تجربي با استفاده از روش آزمايش ، موضوع خود را مطالعه مي کند .</p>
<p>در روانشناسي تجربي ، تأثير موقعيتهاي مختلف را بر رفتار افراد مورد مطالعه قرار مي دهند و معمولاً فرايندهاي کلي مانند حافظه ، يادگيري و نظريه هاي کلي آنها با استفاده از روش آزمايش مطالعه مي شوند ، در حالي که روانشناسي تفاوتهاي فردي با استفاده از آزمونهاي مختلف ، رفتار افراد را در شرايط و موقعيت يکسان مورد بررسي قرار مي دهد.</p>
<p>روانشناسي تفاوتهاي فردي در صدد است که نشان دهد افراد حتي در شرايط يکسان نيز تفاوتهايي با يکديگر دارند که اين رفتارها ، موضوع روانشناسي تفاوتهاي فردي است . در صورتي که روانشناسي تجربي در پي آن است که نشان دهد شرايط بر رفتار افراد تأثير مي گذراند و تغيير شرايط ، تغيير رفتار را به همراه دارد .</p>
<p>روانشناسي تفاوتهاي فردي ، مانند کل روانشناسي ، رفتار را مورد بررسي قرار مي دهد ، اما در اين مورد بيشتر به عمل تأکيد دارد .</p>
<p>براي مثال، هنگامي که مي گوييم : يادگيري توزيعي و يادگيري فشرده تأثير متفاوتي بر افراد دارند، اين امر توسط روانشناسي تجربي مطالعه مي شود ، اما بين افرادي که يادگيري توزيعي دارند نيز تفاوتهايي مشهود است که اين موضوع ، مورد مطالعه روانشناسي تفاوتهاي فردي است .<br />
خاستگاه و تاريخچه روانشناسي تفاوتهاي فردي</p>
<p>در اين بخش ، به نگرش ملل مختلف در مورد تفاوتهاي فردي و مطالعات علمي در اين مورد مي پردازيم .</p>
<p>آگاهي از وجود تفاوتهاي فردي بين انسانها ، شايد قدمتي به اندازه خلقت انسان داشته باشد زيرا انسانهاي اوليه نيز که در غارها و جنگلها زندگي مي کردند از پديده تفاوتهاي فردي بين انسانها آگاه بودند و بر اساس تفاوتهاي فردي ، تقسيم کار مي کردند .</p>
<p>براي مثال ، دسته اي از افراد ، شکارچي و عده اي ديگر تهيه کننده هيزم و خوراک بودند .</p>
<p>مسأله تفاوتهاي فردي در ايران کهن و ملل مختلف نيز مطرح بوده است . براي مثال ، قوم آريايي ايراني به سه گروه: جنگاوران ، برزگران و مغان تقسيم مي شدند .</p>
<p>افلاطون ، مردم را از لحاظ استعداد به سه گروه طلا ، نقره و مس تقسيم مي کند . وي با بيان دسته بندي به تفاوتهاي فردي بين انسانها اشاره مي کند يا مولوي با بياني بسيار ساده ، وجود تفاوتهاي فردي را اين گونه عنوان مي کند :</p>
<p>هر دو گر يک نام دارد در سخن// ليک فرق اين حسن تا آن حسن<br />
يا<br />
هر کسي را بهر کاري ساختند// ميل آن را در دلش انداختند</p>
<p>بنابراين ، ملل مختلف در طول تاريخ از وجود تفاوتهاي فردي بين انسانها آگاهي داشته و آنهارا طبقه بندي مي کردند ، اما اين نوع تقسيم بنديها دقيق ، عيني و علمي نبوده اند ، لذا چاره اي جز اين نبود که تواناييها را به دو صورت علمي اندازه بگيرند و تفاوتهاي فردي را به دقت تعيين کنند و براي انجام هر کار ، فرد مناسبي را بگمارند . در اين راستا ، تعدادي از انسانها با نبوغ خود توانستند موجب پيشرفت علم روانشناسي تفاوتهاي فردي شوند .</p>
<p>در مورد شروع مطالعه علمي تفاوتهاي فردي ، اختلاف نظر بسياري وجود دارد. اکثر روانشناسان معتقدند حادثه اي که در سال 1796 ميلادي در رصدخانه &#8221; گرينويچ &#8221; انگلستان اتفاق افتاد ، نقطه عطفي در مطالعه علمي تفاوتهاي فردي مي باشد .</p>
<p>اين رصدخانه ، رئيس دانشمندي به نام &#8221; مسکلين &#8221; و دستياري به نام &#8221; کينه بروک &#8221; داشت . کينه بروک در رديابي عبور يک ستاره از مقابل عدسي دوربين هميشه مرتکب يک ثانيه خطا مي شد و به همين علت نيز اخراج شد .</p>
<p>در سال 1816 ميلادي ، &#8221; بسل &#8221; ، ستاره شناس آلماني پس از خواندن اين داستان ، به اين فکر افتاد که اين خطا نبايد در اثر سهل انگاري بوده باشد و واقعيت ديگري در پشت اين مسأله نهفته است ، لذا تخمين هاي خود را با تخمينهاي ساير همکارانش مقايسه کرد و همان يک ثانيه تفاوت را ديد . وي همچنين متوجه شد که تخمينهاي افراد در زمانهاي مختلف تغيير مي کند . او به دنبال اين بررسي ، معادله اي تحت عنوان معادله شخصي را ارائه مي دهد . منظور از معادله شخصي اين است که ادراک هر فرد در اثر حالات رواني و نگرشهاي او تغيير شکل مي يابد .</p>
<p>بنابراين ، از اين تاريخ به بعد ، مطالعه علمي تفاوتهاي فردي شروع مي شود .</p>
<p>اما عده اي معتقدند که مطالعه علمي تفاوتهاي فردي ، توسط نظريه تکاملي &#8221; داروين &#8221; شروع شده است . داروين در کتاب خود با صراحت به تفاوتهاي فردي اشاره مي کند و مي گويد : &#8221; افراد يک نو<a href="http://farakav.wordpress.com">ع جاندار ، خصوصيات فردي متفاوتي دارند و خصوصيات فردي مساعد موجب بقا مي شود &#8221; </a>. داروين ، باقي ماندن افراد داراي خصوصيات مساعد را انتخاب طبيعي مي نامد .</p>
<p>برخي معتقدند که آغازگر مطالعات علمي تفاوتهاي فردي ، &#8221; ژان ژاک رو سوي &#8221; فرانسوي است و به همين دليل او را پدر تعليم و تربيت نوين ناميده اند .</p>
<p>روسو ، نظرياتي در مورد آموزش و پرورش ارائه داد و در اثر افکار تازه او ، نظام آموزش و پرورش از معلم محوري به شاگرد محوري تبديل شد . علاوه بر اين ، افراد ديگري نيز موجب گسترش علم تفاوتهاي فردي شدند . يکي از اين افراد &#8221; فرانسيس گالتون &#8221; بود که امروزه وي را پدر روانشناسي تفاوتهاي فردي مي دانند .</p>
<p>گالتون با مطالعه افراد نابغه ، معتقد بود که نبوغ در بين انسانها ارثي است . مردان نامي اغلب اجدادی نامي داشته اند ؛ البته او دو عامل وراثت و محيط را در بوجود آمدن تفاوتهاي فردي موثر مي داند .</p>
<p>&#8221; مک لين کتل &#8221; نيز با ابداع اولين آزمونها ، سطح و زمان واکنش را اندازه گرفت و بر اساس ده آزمون خود به اندازه گيري تفاوتهاي فردي پرداخت .</p>
<p>&#8221; آلفرد بينه &#8221; ، اولين آزمون هوش را تهيه کرد و از آن زمان به بعد بود که ديگران توانستند تفاوتهاي فردي را به طور علمي و دقيق مورد بررسي قرار دهند .<br />
علل تفاوتهاي فردي (1)</p>
<p>عوامل بسياري در ايجاد تفاوتهاي فردي دخالت دارند که از آن جمله می توان به وراثت و محيط اشاره کرد . برای مثال ، در مقابل کودکي که تازه به دنيا آمده است ، اطرافيان دو واکنش کاملأ متفاوت نشان مي دهند ؛ بعضي تلاش مي کنند ويژگيهايي را در وجود او بيابند که اجداد او را به خاطر مي آورد و بعضي ديگر مي کوشند تا ويژگيهايي بي همتا و منحصربه فرد در او پيدا کنند و ببِشتر تأکيد بر تفاوتها دارند ، ولی از آنجا که تشابه ها بيشتر از تفاوت ها ما را تحت تأثير قرار مي دهند ، تأکيد ما بيشتر بر شباهتها ، به خصوص شباهت هاي جسماني بين والدين و کودک می باشد .</p>
<p>جاي ترديد نيست که با مشاهده شباهتهاي جسماني ، حکم مي کنيم که اين فرد چه ويژگيهايي خواهد داشت و رفتار ما با او بايد چگونه باشد ، يعني هنگامي که مي گوييم : فلانی اين صفت را از پدرش به ارث برده ، منظورمان اين است که</p>
<p>١- نمي توان صفت مورد نظر را تغيير داد .</p>
<p>٢- مادر کودک در ايجاد آن صفت سهمي نداشته است ،</p>
<p>٣- اين کودک متفاوت از ساير کودکان است و بنابراين ، رفتار ما نيز بايد با او متفاوت از ديگران باشد .</p>
<p>متأسفانه از ديدگاه مردم ، وراثت عامل اصلي ايجاد تفاوتهاي فردي است ، اما روانشناسان با اين نظر مخالف بوده و معتقدند که تعامل وراثت و محيط نقش اصلي را در ايجاد تفاوتهاي فردي به عهده دارند .</p>
<p>برای مثال ، نطفه بدون محيط نمي تواند به رشد ادامه دهد و محيط نيز بدون وراثت نمي تواند انساني را پرورش دهد . پس در ايجاد تفاوتهاي فردي ، هر يک از عوامل وراثت و محيط نقش بنيادي دارند و بايد به کشف تعاملي و متقابل آنها وقوف کامل داشت .</p>
<p>در اين راستا ، روانشناسان خانواده هايي را مطالعه کرده اند که استعداد خاصي مثل هوش يا نبوغ در آنها به صورت ارثي از نسلي به نسل ديگر انتقال پيدا کرده و در مقابل ، افراد باهوشي را يافته اند که در اجداد آنها هيچ فرد نابغه اي نبوده است . اين حقيقت بيانگر آن است که توارث و محيط در ايجاد تفاوتهاي فردي نقش بسزايي دارند .</p>
<p>روانشناسان تاًثير وراثت را از طريق مطالعه همبستگي بين هوش افراد مختلف بررسي مي کنند . از يک طرف ، شباهتهاي زيادي بين هوش والدين و فرزندان آنها وجود دارد و دوقلوهاي يکسان نيز از نظر ضريب هوشي همبستگي بسيار بالايي با يکديگر دارند و از طرف ديگر ، تفاوتهاي چشمگيري بين فرزندان خانواده ها يا بين والدين و فرزند خوانده ها به دست آورده اند و تفاوت هوشي بين دوقلوهاي غير يکسان بيشتر از دوقلوهاي يکسان است . در واقع اين امر نشاندهنده دخالت وراثت است ، اما چون همبستگي ها کامل نيست ، محيط تأثير بيشتري بر آنها دارد .</p>
<p>در مورد اثر وراثت بر تعدادي از صفات شخصي و برخي از انواع اختلالات رواني نيز تحقيقات بسياري انجام گرفته است . اين تحقيقات تفاوتهاي کمتري را از نظر پريشاني شخصيت بين دوقلوهاي يکسان نشان داده است به اين معنا که ، وراثت در انتقال بيماريها نقش موثري دارد.<br />
علل تفاوتهاي فردي (2)</p>
<p>در اين بخش ، در زمينه علل پيدايش تفاوتهاي فردي به مباحث وراثت و محيط و اثرات آنها در شکل گيري صفات مختلف مي پردازيم .</p>
<p>روانشناسان در مطالعه تأثير محيط در ايجاد تفاوتهاي فردي ، از روشهاي مشابهي همچون پژوهشها و آزمونهاي مختلف استفاده مي کنند .</p>
<p>عده اي عامل محيط را در ايجاد تفاوتهاي فردي موثر مي دانند . برای مثال مورچه ها بر اساس بوي بدن خود ، افراد گروه را شناسايي کرده و رفتار مناسبي به آنها نشان مي دهند .</p>
<p>از آنجا که به دليل مسائل اخلاقي نمی توان انسان را دچار محروميتهاي خاصي کرده ، اکثر مطالعات بر روي حيوانات انجام مي گيرد و بعداً به انسان تعميم مي يابد .</p>
<p>البته در مورد انسان نيز گاهي اوقات از کودکاني که بنا به دلايل متفاوت از زندگي خانوادگي محروم شده اند ، استفاده مي کنند و بدين ترتيب ، عامل محيط و نقش آن در شکل گيري صفات مختلف را مورد بررسي قرار مي دهند .</p>
<p>اهميت محيط و تجارب اوليه دوران کودکي به اندازه اي است که حتي يکي از روانشناسان ، به مسأله نقش پذيري در مورد برخي از حيوانات اشاره مي کند .</p>
<p>منظور از نقش پذيري ، وابستگي اجتماعي دائمي حيوان به والدين خود يا اشياء محيطي است که معمولاً يادگيريهاي اوليه را به وجود مي آورد و موجب رفتار مناسب بزرگسالي است.</p>
<p>نقش پذيري داراي يک دوره حساس است که معمولاً بين 12 تا 24 ساعت اوليه زندگي مي باشد و چنانچه در اين مدت به طور صحيح انجام گيرد ، تداوم مي يابد و در غير اين صورت ، ممکن است به جاي والدين ، افراد ديگري جايگزين آنها شوند . براي مثال ، اردکها در 24 ساعت اول زندگي که سر از تخم بيرون مي آورند ، هر شيء متحرکي را به عنوان والدين خود مي دانند و دنبال مي کنند و به او وابسته مي شوند .</p>
<p>&#8221; لورنس &#8221; ، اولين کسي بود که پديده نقش پذيري را در مورد اردکها مطالعه کرد . وي در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيد که يادگيريهاي اوليه زندگي ، تأثير بسياري در شکل گيري صفات مختلف فرد دارد .</p>
<p>به منظور مطالعه اثر يادگيري در شکل گيري صفات شخصيتي ، آزمايشهاي مختلفي صورت گرفته است . برای مثال ، ميمونهايي که در تاريک بزرگ شده اند ، سگهايي که در انزوا بزرگ شده اند يا کودکاني که در جنگل رها شده اند.، جزء اين دسته می باشند .</p>
<p>پس از بررسي ها مشخص شد که رشد حرکتي ميمونهايي که در تاريکي بزرگ شده بودند نسبت به ميمونهاي طبيعي دچار تأخير است ، يعني از لحاظ راه رفتن ، دير راه مي روند و در واکنش به محرکهاي درد آور ، پاسخهاي نامناسبي نشان مي دهند .</p>
<p>اين پژوهشها در مورد انسانها نيز نشان داده است چنانچه انساني حداکثر تا سن شش سالگي زبان را ياد نگيرد ، احتمال زبان آموزي براي وي پس از اين سنين بسيار محدود مي باشد . برای مثال ، کودک دو ساله اي که او را در جنگلهاي &#8221; آويرون &#8221; پيدا کردند ، رفتارهايي مشابه گرگها داشت ، با دست غذا مي خورد ، روي دست و پا راه مي رفت ، زوزه مي کشيد و علي رغم آموزشهای مستمر به اين کودک ، موفقيت چنداني به دست نيامد . در واقع اين امر بيانگر آن است که محيط اوليه ، تأثير بسيار زيادي بر رفتارها و توانمنديهاي فرد دارد .</p>
<p>در همين راستا ، دختر بچه اي که از قبا<a href="http://farakav.wordpress.com">يل &#8221; گاياگيل</a> &#8221; پرو به اروپا آورده شد و در آن محيط به دليل سن پائين خود ، فرهنگ اروپايي را ياد گرفت ، موفق به ادامه تحصيلات شد ، سه زبان ياد گرفت و &#8230; بنابراين ، تأثير محيط بر فرد بسيار مهم بوده و مي تواند اثرات مثبت و منفي بسياري به جاي بگذارد و يکي از عوامل مهم در شکل گيري تفاوتهاي فردي است .</p>
Posted in مقالات فارسی روانشناسی, مباحث اجتماعی, نکات طلایی برای زندگی, بیماری ها و اختلالات Tagged: تفاوت, تفاوت های فردی, روانشناسي تفاوتهاي فردي, روانشناسی <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/farakav.wordpress.com/574/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/farakav.wordpress.com/574/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/farakav.wordpress.com/574/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/farakav.wordpress.com/574/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/farakav.wordpress.com/574/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/farakav.wordpress.com/574/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/farakav.wordpress.com/574/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/farakav.wordpress.com/574/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/farakav.wordpress.com/574/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/farakav.wordpress.com/574/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=574&subd=farakav&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farakav.wordpress.com/2009/04/23/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%81%d8%b1%d8%af%d9%8a/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">آقا و خانم روانشناس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ديد کلي درباره تحول رواني</title>
		<link>http://farakav.wordpress.com/2009/04/17/%d8%af%d9%8a%d8%af-%da%a9%d9%84%d9%8a-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a/</link>
		<comments>http://farakav.wordpress.com/2009/04/17/%d8%af%d9%8a%d8%af-%da%a9%d9%84%d9%8a-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 17 Apr 2009 14:29:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقا و خانم روانشناس</dc:creator>
				<category><![CDATA[روز نوشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farakav.wordpress.com/?p=572</guid>
		<description><![CDATA[در مباحث قبلي ، علاوه بر تعريف روانشناسي رشد و برخي از مفاهيم مهم روانشناسي رشد و تحول رواني ، بعضي از نظريه هاي مهم روانشناسي تحولي ، از قبيل نظريات اريکسون، پياژه ، هانري والن و اسلام را بيان کرديم ؛ البته در زمينه تحول رواني کودک ، نظريات مختلفي مطرح شده که در [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=572&subd=farakav&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>در مباحث قبلي ، علاوه بر تعريف روانشناسي رشد و برخي از مفاهيم مهم روانشناسي رشد و تحول رواني ، بعضي از نظريه هاي مهم روانشناسي تحولي ، از قبيل نظريات اريکسون، پياژه ، هانري والن و اسلام را بيان کرديم ؛ البته در زمينه تحول رواني کودک ، نظريات مختلفي مطرح شده که در اينجا مجال پرداختن به آنها نيست .<br />
ما نظريات مطرح شده در مورد تحول رواني کودک ، نوجوان ، جوان و بزرگسال را از جوانب گوناگون شرح داديم که عبارتند از : اينکه آنها به چه جنبه هايي توجه دارند ؟ مراحل مختلف تحول رواني از ديد آنها کدامند ؟ به چه مراحلي از طول عمر توجه مي کنند ؟ آيا زندگي انسان را تا پايان عمر تحت پوشش قرار مي دهند يا تنها مقطعي از آنرا مدنظر قرار مي دهند؟ از ديد آنها ، چه جنبه اي از تحول مهم اس<a href="http://farakav.wordpress.com">ت ؟ ( </a>شناختي &#8211; رواني &#8211; اجتماعي ) و &#8230; .<br />
فرض کنيد ، شما تمامي نظريات مختلف تحول رواني کودک ، مفاهيم مهم آنها ، اساس فکري هر نظريه و مراحل تحول رواني را آموخته ايد و حال ، در صدد نتيجه گيري و ديد کلي درباره تحول رواني فرد هستيد ، بدون اينکه بحث نظريه ها پيش بيايد .<br />
ديد کلي درباره تحول رواني<br />
به طور کلي، روانشناسان زندگي انسان را به هفت مرحله تقسيم مي کنند :</p>
<p>1- پيش تولدي<br />
2- کودکي اول<br />
3- کودکي دوم<br />
4- کودکي سوم<br />
5- نوجواني<br />
6- بزرگسالي<br />
7- پيري</p>
<p>ما در دوره پيش تولدي ، شاهد نمو درون رحمي هستيم . با استفاده از مطالعات راديولوژيک، مشخص شده که در دوره درون رحمي ، جنين از يک سلول تخم تکثير مي شود، دوره &#8221; فتوسي &#8221; را طي کرده ، کامل مي شود و برانگيختگي هاي حرکتي دروني و نموزيستي دارد. در اين دوره ، کنشهاي حسي آغاز مي شوند ( برخي قابل مشاهده و برخي غير قابل مشاهده مي باشند ) و نوعي از شرطي سازي و يادگيري بسيار مقدماتي نيز مي تواند وجود داشته باشد ، به طور مثال ، چنانچه در هشت و نه ماهگي درون رحمي ، مادر به طور دائم در معرض يک ريتم خاص از آهنگ خاصي قرار بگيرد ، نوزاد او پس از تولد نيز به اين آهنگ و صدا واکنش خاصي نشان مي دهد . اين امر ، يادگيري بسيار مقدماتي و اوليه است که نوعي يادگيري حسي &#8211; حرکتي مي باشد .<br />
در دوره کودکي اول يا نوزادي و خردسالي ، هوش حسي &#8211; حرکتي رشد و افزايش مي يابد. عنوان &#8221; هوش حسي &#8211; حرکتي &#8221; در نظريه هاي پياژه و والن مطرح بود . کودک در دنياي خود مبادله مي کند . اين مبادله از طريق دهان ، گوش کردن و لمس اجسام صورت مي گيرد و به طور کلي ، اينها دنياي کودک را تشکيل مي دهد .<br />
کودک در اين دوره ، نخستين روابط عاطفي را تجربه مي کند . اين روابط ، ابتدا با افراد مختلف است ، اما آنچه که در کودک تمايز يافته مي باشد ، اين است که روابط عاطفي <a href="http://farakav.wordpress.com">، ابتدا با مادر مطرح مي گردد و کودک در حدود هفت الي هشت ماهگي ، چهره مادر را از افراد بيگانه تشخيص مي دهد . در هشت ماهگي ، دلهره در کودک به وجود مي آيد و چنانچه افراد بيگانه وي را در آغوش گيرند ، دچار دلهره مي شود و به اصطلاح عاميانه ، &#8221; غريبي &#8220;</a> مي کند.<br />
روابط عاطفي ، مي توانند به شکل دلبستگي ظاهر شوند . هنگامي که کودک ، مادر خود را باز مي يابد و او را به عنوان يک موضوع و شيئ مستقل بازشناسي مي کند، به تدريج روابط آنها به صورت روابط عاطفي در مي آيد . دلبستگي ، در دوره هاي اوليه نيز هست <a href="http://farakav.wordpress.com">؛</a> البته با اين تفاوت که شکل دلبستگي تغيير مي يابد و چنانچه شکل آن تغيير نيابد ، ممکن است که به دلبستگي مرضي تبديل شود .<br />
براي مثال ، زماني که کودک از مادر خود جدا مي شود ، اين امر براي او بسيار مشکل است و چنانچه اين روند ادامه يابد ، کودک تا مرز بيهوشي پيش مي رود . اين دلبستگي ، مرضي و نابهنجار است .</p>
<p>در اين دوره ، خواب بسيار مهم است و نقش بسيار موثري در ايجاد امنيت رواني کودک ايفا مي نمايد . بر اساس تجارب مختلف ، مي توان نتيجه گيري نمود که هر چه بچه ها بهتر و طبيعي تر تغذيه شوند ، خواب مناسب تري داشته باشند ، امنيت رواني و اعتماد بيشتري خواهند داشت .<br />
همانطور که در نظريه اريکسون مطرح شد . امنيت رواني ناشي از تغذيه صحيح کودک ، مي تواند نوعي احساس اعتماد را در وي به وجود آورد . بنابراين ، از اين مسأله ، مي توان چنين نتيجه گيري کرد که شير مادر در امنيت رواني کودک اهميت بسزايي را ايفا مي نمايد .<br />
در دوره اول ، تصوير شيئ دائم در ذهن کودک ايجاد مي شود . به عبارت ديگر ، ( کودک مي تواند ، شيئ را که قبلاً ديده و الآن در حوزه ديد وي نمي باشد ، رديابي نموده و آنرا پيدا کند. مهمترين شي اي که براي کودک مطرح است ، مادر مي باشد ، به همين دليل ، چنانچه مادر را نبيند ، براي وي گريه مي کند . در اين مرحله ، کودک به راحتي مادر خود را از غير مادر تشخيص مي دهد .<br />
ديد کلي درباره تحول رواني (2)</p>
<p>ما در اين بخش ادامه بخش ، ادامه مباحث گذشته را در ارتباط با تحول رواني توضيح خواهيم داد .</p>
<p>دوره سوم به سالهاي پيش دبستاني مربوط مي شود و با دوره دوم کودکي، يعني دوره پيش عملياتي در نظام پياژه ، منطبق است . در اين دوره ، کودک به ابزارهاي جديد ذهني دست مي يابد و گسترش تجسم و تصاوير ذهني ، موجب دستيابي کودک به ابزارهاي جديد ذهني مي گردد . يکي از اين ابزارهاي ذهني ، کشف وسايل جديد براي نيل به اهداف است .<br />
در زندگي کودک ، اهداف متفاوت هستند و بايد عيني باشند . حل مسأله و کاربرد ابزار جديد به منظور رسيدن به هدف ، نوعي گسترش ابزار ذهني است .<br />
در اين دوره ، ما شاهد کنشهاي رمزي در کودک مي باشيم . به عبارت ديگر ، مي توان گفت که يکي از ابزارهاي ذهني جديد در اين مرحله ، کنشهاي رمزي است که در بازيهاي کودک بروز کرده و بازيهاي رمزي او را به بازيهاي قاعده دار تبديل مي کند . همانطور که در نيم دوره پيش عملياتي پياژه توضيح داده شد ، کودک واجد کنشهاي رمزي مي شود ، در نتيجه ، مي تواند براي ابراز منظور خود ، از سمبل ها و نمادها استفاده کند . براي مثال، کودک سوار جارو ( سمبل ) مي شود و منظور او ، هواپيما يا ماشين مي باشد ، يعني جارو، سمبل ماشين است . در دوره قبل ، يعني کودکي اول ، بازيهاي کودک تمريني بود .<br />
بازيهاي رمزي ، بازيهايي هستند که ما به ظاهر متوجه بازيهاي کودک نمي شويم . اين بازي ها نمودي از کنشهاي رمزي مي باشند که در دوره پيش عملياتي و کودکي دوم ، در کودک حاصل مي شود يا به عبارت ديگر ، ابزار جديدي هستند که به شکل شناختي ، در کودک به وجود مي آيند . براي مثال ، خاله بازي يک نوع بازي رمزي است ، کودک از رمز ، براي بيان مفاهيم يا برخي از ابزارها استفاده مي کند .</p>
<p>ما در کودکي دوم يا نيم دوره پيش عملياتي ، شاهد به وجود آمدن زبان ، به عنوان &#8221; کنش عملياتي &#8221; در کودک مي باشيم . زبان يکي از ابزارهاي جديد ذهني و شناختي است که کودک توسط آن با ديگران ارتباط برقرار مي نمايد و در نتيجه ، زبان موجب ايجاد کنش متقابل بين کودک و ديگران مي گردد .<br />
در دوره پيش عملياتي ، مهارتهاي عاطفي ابتدايي در کودک به وجود مي آيند کودک به تدريج ، مي تواند مهارتهايي را در زمينه عاطفي به دست آورد ؛ البته مهارتهايي که ابتدايي هستند نه پيچيده ، يعني روابط عاطفي نخستين کودک گسترش مي يابند ( روابط عاطفي نخستين در رابطه با مادر مطرح مي شوند ، اما در اين دوره گسترش يافته ، از حوزه مادر به حوزه هاي ديگر منتقل مي شود و تعميم مي يابد ).<br />
در اين دوره ، تضاد عاطفي &#8211; هيجاني در کودک به وجود مي آيد که موجب بحران شخصيت مي گردد. همانطور که در نظريه والن ديديد ، در اين دوره ، کودک دچار تضاد بين اثبات خود و دستورالعمل يا تحکيم ديگران مي گردد که اين مسائل ، موجب بحران شخصيتي در وي مي شود . اگر اين تضاد توسط ديگران حل شود ، وقفه اي شکل نمي گيرد، در غير اين صورت ، تضاد سبب پديداري وقفه در تحول رواني کودک مي شود.<br />
از نظر والن ، تضاد ، زماني حل مي گردد که زمينه خود ارزنده سازي و اثبات خود در کودک فراهم شود .</p>
<p>در دوران کودکي ، کودک نياز به ايجاد زمينه هايي براي ابراز خود دارد تا بتواند از طريق انجام اين اعمال ، خود را اثبات کند ؛ البته در دوران بزرگسالي نيز فرد براي اثبات خود و استقلال عمل ، نياز به شرايط خاصي دارد ، اما اين شرايط توسط والدين فراهم نمي شود ، بلکه شرايط محيطي &#8211; اجتماعي، زمينه ساز شرايط مطلوب هستند . بنابراين ، مي توان گفت که پديده اثبات خود و خود ارزنده سازي ، فقط مختص دوران کودکي نيست ، بلکه در همه دوران هاي زندگي مورد نياز است ، اما اشکال فراهم سازي فرصتهاي مطلوب ، متفاوت مي باشد .<br />
در دوره پيش عملياتي ، ايجاد شرايط مطلوب به عهده والدين مي باشد. اگر بين خود ارزنده سازي فرد و والدين تضاد رخ دهد ، موجب لجبازي در کودک خواهد شد . به عبارت ديگر ، مي توان گفت که لجبازي ، نشان دهنده امتناع و تضاد کودک است . چنانچه کودک به اندازه کافي زمينه هاي لازم براي خود ارزنده سازي را در اختيار داشته باشد ، تضاد و لجبازي به طور طبيعي و تدريجي ، حل خواهد شد ، در غير اين صورت ، تضاد سبب بروز بحران شخصيتي در وي مي گردد ؛ البته اين مسأله به اين معنا نيست که والدين دستورالعملهاي لازم را به کودک منتقل نکنند ، بلکه در عين تحکم ، بايد شرايط لازم به منظور اثبات وجود در وي فراهم شود ، زيرا ايجاد شرايط صرف براي کودک ، بدون تحکم و ارائه دستورالعملهاي لازم، سبب رها شدن او مي شود و کودک مي تواند بدون هيچ تلاشي به اهداف خود دست يابد.<br />
لازم به ذکر است : هنگامي که مطلبي را از کودک مي خواهيد ، صحبتهاي خود را از حالت انشايي به صورت استفهامي درآوريد تا از نظر تربيتي ، به نتايج مطلوبي دست پيدا کنيد.<br />
مزاياي جمله استفهامي عبارتند از :</p>
<p>1- براي فرد ، فرصت پاسخ گويي فراهم مي شود ، در حالي که در جمله دستوري ، چنين فرصتي وجود ندارد .<br />
2- دوري از پند، اندرز ، نصيحت و ارشاد : براي مثال ، فکر نمي کني که نمره ١٤ نمره بدي باشد ؟ کودک پاسخ مي دهد : &#8221; بله &#8221; ، شما مي گوييد ، اگر اينطور است ، بياييد به کمک هم آنرا جبران کنيم . در اين صورت ، شما دستورالعمل داده ايد ، خود ارزنده سازي کودک را خدشه دار نکرده و او را نصيحت نکرده ايد .<br />
3) دوره کودکي پاياني يا دوره کودکي سوم : اين دوره ، همان سن مدرسه يا سن مقوله اي والن ، يعني دروه دبستاني و دوره عملياتي پياژه است .</p>
<p>کثر گرايشهاي کودک در اين دوره ، شناختي و مقوله اي است ( کمتر عاطفي است ). در اين دوره ، عمليات منطقي عيني در ذهن کودک شکل مي گيرد ، از جمله عمليات منطقي عيني، مي توان به شکل گيري طبقه بندي ، رديف کردن ، مفهوم عدد ، ماده ، خدا و مرگ اشاره نمود و در اينجا ، شخصيت چند ظرفيتي است .<br />
در اين دوره ، زمينه اجتماعي شدن و تحول اجتماعي فراهم مي شود و از آنجا که در نظر کودک ، همسالان اهميت بسياري دارند ، روابط با آنها گسترش مي يابد . به دليل انضباط محيط مدرسه ، نوعي انضباط در کودک به وجود مي آيد و ما شاهد خلاقيت در وي مي باشيم . کاردستي و صنع ، نمونه بارز ابداعات کودک در اين مرحله مي باشند .<br />
ديد کلي درباره تحول رواني (3)</p>
<p>در مباحث قبل ، چهار دوره رواني توضيح داده شد . ما در اين بخش دوره هاي باقيمانده را توضيح مي دهيم .<br />
دوره نوجواني : دوره نوجواني با بلوغ آغاز مي شود . سن نوجواني در دختر و پسر و حتي از فردي به فرد ديگر ، متفاوت است .<br />
ويژگيهاي دوره نوجواني عبارتند از :</p>
<p>1- هويت يابي : در اين دوره ، نوجوان مي خواهد ، خصوصيات خود را تعريف کند. منظور از هويت يابي ، پيدا کردن ويژگيها و مختصات خود در گروههاي مختلف مي باشد. نوجوان مي خواهد ، پاسخي براي سئوالات مختلف خود بيابد . براي مثال ، او چه کسي است ؟ در کجا قرار دارد ؟ مي خواهد ، چه کاري انجام بدهد ؟ نقش و موقعيت او در زندگي آينده چيست ؟ حتي او در مورد ازدواج ، جنس مخالف و شغل نيز فکر مي کند و تمام تلاش خود را براي واضح تر کردن تصوير ذهني خويش به کار مي گيرد . او مي خواهد ، به هويت واحدي از خويش دست يابد ، زيرا به صورت دائم به دنبال اين است که چه سرنوشتي در انتظار اوست ؟ به کجا خواهد رسيد ؟ و &#8230; .<br />
نوجوان براي برخي از سوالات خود پاسخ پيدا مي کند ، ولي برخي از سوالاتش بي پاسخ خواهد ماند . علت اين امر را مي توان در تربيت و محيط نوجوان جستجو نمود. در مجموع، نوجوان آينده روشني را براي خويش تصور نمي کند ، ولي تمامي تلاش خود را براي هويت يابي و کسب تصوير روشني از خود ، به کار مي برد .<br />
يکي از جنبه هاي هويت يابي ، هويت جنسي است که فرد ، توسط آن منزلت جنسي خود را تحکيم مي بخشد . به طور مثال ، يک پسر به دنبال اين خواهد بود که در اجتماع ، ابتدا به عنوان يک پسر و سپس به عنوان يک مرد، ايفاي نقش کند ، به اين ترتيب ، او کم کم رفتارهاي مردانه و نقش جنسي خاص را بر عهده مي گيرد.<br />
در اين مرحله ، يک دختر به دنبال اين است که چگونه مي تواند ، مادر باشد ، چه رفتارهاي مادرانه اي بايد از خود نشان بدهد . بازيهاي دخترانه کدامند ؟ رفتارهاي دخترانه چيست و او چه نقشي را بايد ايفا کند ؟ از طريق اين رفتارها است که منزلت جنسي وي محکم مي شود، در حالي که در دوره هاي قبلي ، ممکن است ، او بداند که دختر يا پسر است ، ولي بازيهاي مشترک نيز انجام بدهد .<br />
در اين دوره ، فرد متوجه جنسيت ، نقش ها و منزلت خويش خواهد شد ، آنها را تحکيم مي بخشد و اين امر ، به صورت کامل با هويت يابي عجين است .<br />
بايد متذکر شد که هويت يابي جنسي دوره نوجواني با هويت يابي جنسي دوره کودکي تفاوت دارد .<br />
فرد در دوره کودکي ، به دختر يا پسر بودن خود فکر مي کند و جنسيت خود را متوجه مي شود ، در حالي که در دوره نوجواني ، در اين مسأله شکي ندارد . او متوجه ويژگيهاي جنسي خود شده ، معهذا خواستار مطابقت با هنجارهاي جامعه و توقعات آن از دو جنس است . در اين مرحله ، فرد در تطابق و سازگاري با توقعات ديگران تلاش مي کند و اين امر ، &#8221; تحکيم منزلت جنسي &#8221; ناميده مي شود .<br />
در دوره نوجواني بر خلاف دوره کودکي، در صورتي که از يک دختر توقعات پسرانه داشته باشيم ، به ما پاسخي نمي دهد و سعي دارد ، خود را به هم جنس خويش نزديک سازد ( به جز اختلالات رواني ) .<br />
براي مثال ، در اختلالات رواني ، همجنس گرايي فرد ، نمي تواند هويت يابي جنسي مطلوبي داشته باشد و در نتيجه يک پسر ، رفتارهاي دخترانه انجام مي دهد يا برعکس . اين امر ، اختلال روانشناختي است که در هويت يابي جنسي رخ مي دهد .<br />
فرد در دوره نوجواني و در نتيجه هويت يابي ، دنياي متفاوت تري پيدا مي کند ؛ البته اين دو دنيا در هم تداخل پيدا نمي کنند ( مگر به اختيار ) . در محيطهاي اجتماعي که جنسيت در تعيين برخي کارها و مشاغل نقش ندارد ، اين موارد به صورت هنجار در مي آيند، اما به تدريج شکل هنجار را از دست مي دهد. براي مثال ، کار در معدن ، يک کار مردانه است ، در حالي که ممکن است ، امروزه خانمها مهندس معدن نيز باشند. هنجارهاي جامعه به شکل اعتباري، مشخص کننده نقش دختر و پسر هستند ، ولي به طور کلي ، تفکيک دو جنس توسط هويت يابي جنسي و هويت يابي اجتماعي صورت مي گيرد.</p>
<p>2- فکر صوري و انتزاعي در دوره نوجواني شکل مي گيرد ، يعني فرد مي تواند به مواردي که وجود خارجي ندارند ، فکر کند . در اين مرحله ، تفکر او نياز به شکل و ابزار ندارد ، بلکه تفکر منطقي بوده و به صورت منطق قضايا و فکر فلسفي مطرح است. اين وهله با وهله اي که پياژه در دوره نوجواني، يعني حدود ١٢-١١ سالگي مشخص کرده ، مطابقت دارد<br />
دوره نوجواني با انبوهي از بحرانها که کودکي را از بزرگسالي جدا مي سازد ، همراه است. بحران شخصيت با ابعادي گسترده تر از سر گرفته مي شود ، بحرانهايي که در نظريه والن، نوعي جستجوگري در نگرش و احساسات هستند . ممکن است ، اين جستجوگري ها در نوجوان ، بحران ايجاد کند ، ولي به تدريج که از وهله نوجواني دور مي شويم، جستجوگري و فکر رستاخيزي ، به دليل کار ، تجربه و مسووليت پذيري از بين مي روند ، فرد از بحرانها خارج مي شود و به دوره بزرگسالي مي رسد .<br />
3- فکر رستاخيزي : فکر رستاخيزي نوعي روحيه نوجواني است که به اوايل جواني نيز کشيده مي شود . منظور از فکر رستاخيزي ، اين است که نوجوان مي خواهد، به راحتي و خيلي زود به تمامي اهداف خود دست يابد . او مي خواهد ، همه چيز با ميل خودش تغيير کرده و مطابق ميل او ساخته شود ، زيرا نوجوان هنوز به مرحله کار و تجربه نرسيده و خيلي از مسائل را درک نمي کند وگرنه ، در صورتي که اين فکر را محک بزند ، مي داند که به زودي تحقق نمي يابد .<br />
نوجوان ، به تدريج با کار ، تجربه و مسووليت پذيري ، موارد بسياري را ياد مي گيرد و در تربيت و انتظارات خود هم ، تدريجي بودن را رعايت مي کند .<br />
هويت يابي در فکر صوري نيز دخالت مي کند ، يعني چنانچه شخص نتواند تعريف درستي از خود و مختصاتش داشته باشد ، نمي تواند روابطش را گسترش دهد ، در نتيجه ، نمي تواند تعريفي از منزلت خويش کسب و بحرانها را سپري کند . بنابراين ، هويت يابي دوره نوجواني، يک مفهوم بسيار کليدي و مهم است .<br />
براي مثال نوجواني آينده خود را در تابلويي کشيده که خود نيز در اين تابلو وجود دارد ، اما هر چه مي نگرد ، نوشته هاي تابلو ناخوانا و مبهم هستند . هر چه او تجربه و مسووليت بيشتري مي پذيرد و دقت بيشتري مي کند ، تابلو واضح تر مي شود ، در نتيجه ، تعريفي از خود پيدا مي کند . به تعبير پياژه ، در اين صورت است که فرد به تعادل مي رسد ، زيرا مي داند که مي خواهد ، چه کاري انجام بدهد و مسير و هدف او چيست ؟ در نتيجه ، نوجوان رشد مي کند . به اين ترتيب ، نوجوانان موفق ، کساني هستند که تابلوي واضح تري از خود و آينده شان ترسيم مي کنند . هر چه تابلو واضح تر باشد ، نوجوان هويت بهتري از خود دارد و هر چه تابلو مبهم تر باشد يا اصلاً تابلويي نباشد ، نوجوان کمتر رشد مي کند و در دوره رکود به سر مي برد . برخي از نوجوانان ، نمي دانند که در آينده مي خواهند ، چه کار کنند ، چه هدفي دارند ، کجا مي روند ، چه برنامه اي براي زندگي خويش دارند و در نتيجه ، سرنوشت خود را به مرور زمان واگذار مي کنند ، اينها کساني هستند که تصوير مبهمي از خويش دارند و هويت لازم را کسب نکرده اند .</p>
<p>دوره بزرگسالي : در دوره بزرگسالي ، فرد به تدريج ، و با کار و تجربه به خود متکي مي شود و در خود ، احساس مولد بودن و کفايت داشتن را به وجود مي آورد . اين امر ، حاصل ايجاد منزلتهاي علمي ، شغلي و خانوادگي مي باشد .<br />
ويژگيهاي فرد در دوره بزرگسالي ، خود اتکايي ، منزلت علمي &#8211; شغلي &#8211; خانوادگي ، کفايت داشتن ، مولد بودن ، تعميق تعهد شخصيتي و اجتماعي مي باشد .</p>
<p>دوره پيري : با اين ويژگيها ، شخص به تعهدات اجتماعي و شخصيتي خود عمق بخشيده، پخته تر مي شود و در پايان ، به دوره پيري مي رسد که انتهاي زندگي است . پذيرش پايان زندگي ، اثرات سوئي ندارد . دوره پيري ، دوره اي است که به دليل کاسته شدن خلقت ( در نگاه اسلام به رشد ) و با توجه به تعبير اريکسون ، انسان احساس تعلق خود را نسبت به دنيا کم مي کند ، قواي جسماني و روحي او تحليل مي رود ، به همين دليل ، خود را آماده رفتن به دنياي ديگري مي کند ، اما پايان زندگي ، لزوماً به معناي نابهنجاري نيست ، زيرا به دوران قبلي و رضامندي بستگي دارد . در صورتي که فرد وهله هاي گذشته را به خوبي سپري کرده باشد ، پايان زندگي را به عنوان يک واقعيت مي پذيرد ، آماده رفتن به دنياي ديگري مي باشد ، خود اتکايي دارد ، به منزلتهاي خويش وقوف مي يابد ، فکر صوري دارد بحرانها را رد کرده و هويت خوبي يافته است ، اما گاهي اوقات ، ممکن است که فرد در دوره پيري ، احساس ترس و نوميدي کند ، احساس تماميت لازم را کسب نکند و در نتيجه ، دچار نابهنجاري گردد .</p>
Posted in روز نوشت  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/farakav.wordpress.com/572/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/farakav.wordpress.com/572/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/farakav.wordpress.com/572/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/farakav.wordpress.com/572/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/farakav.wordpress.com/572/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/farakav.wordpress.com/572/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/farakav.wordpress.com/572/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/farakav.wordpress.com/572/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/farakav.wordpress.com/572/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/farakav.wordpress.com/572/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=572&subd=farakav&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farakav.wordpress.com/2009/04/17/%d8%af%d9%8a%d8%af-%da%a9%d9%84%d9%8a-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">آقا و خانم روانشناس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>اختلال وسواس (OCD)</title>
		<link>http://farakav.wordpress.com/2009/04/15/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3/</link>
		<comments>http://farakav.wordpress.com/2009/04/15/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 15 Apr 2009 23:59:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقا و خانم روانشناس</dc:creator>
				<category><![CDATA[استرس]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[بیماری ها و اختلالات]]></category>
		<category><![CDATA[شیوه های درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال وسواس]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farakav.wordpress.com/2009/04/15/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3/</guid>
		<description><![CDATA[
معرفی 
آیا شما هر بار که کسی به دستگیره های در منزلتان دست می زند آنها را پاک می کنید؟ آیا شما برای اینکه بر روی ترک های پیاده رو پایتان را نگذارید، گامتان را بلند بر می دارید؟
یا اینکه احساس می کنید مجبور هستید آنقدر دست هایتان را بشویید که مجروح و ترک خورده [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=330&subd=farakav&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p><strong></strong></p>
<p><strong>معرفی </strong></p>
<p>آیا شما هر بار که کسی به دستگیره های در منزلتان دست می زند آنها را پاک می کنید؟ آیا شما برای اینکه بر روی ترک های پیاده رو پایتان را نگذارید، گامتان را بلند بر می دارید؟</p>
<p>یا اینکه احساس می کنید مجبور هستید آنقدر دست هایتان را بشویید که مجروح و ترک خورده شوند؟</p>
<p>احساس اجبار به انجام این تشریفات به طور تکرار شوند<a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">ه،</a> ممکنست نشانه ای از این امر باشد که شما اختلال وسواس (OCD) دارید. اگر شما اختلال وسواس داشته باشید، ممکنست رفتارهای تکرار شونده تمام زندگی شما را پر کنند. شما پریشانی، افکار ناخواسته. یا تصاویری دارید که برای شما مفهومی ندارند. این افکار یا تصاویر با وجود تلاش شما برای نایده گرفتنشان به طور مداوم باز می گردند. شما ممکنست برای مخفی کردن OCD از ترس اینکه دوستان و همکاران شما اسم &#8221; دیوانه&#8221; را روی شما نگذارند بسیار عذاب بکشید.</p>
<p>ولی اختلال وسواس، که یک نوع اختلال اضطرابی است، احتمالاً بسیار شایع تر از آنست که تصورش را می کنید. و می تواند هر دو مورد هم بالغین و هم کودکان را تحت تاثیر قرار دهد.</p>
<p>از آنجا که رهایی از وسواسها و تکرارها بسیار مشکل است، <a href="http://farakav.wordpress.com/" target="_blank">OC</a>D می تواند ناتوان کننده و مزمن باشد. ولی خبر خوب اینکه درمان می تواند کمک کند تا اختلال وسواس را تحت کنترل قرار دهد.</p>
<p><strong>علائم و نشانه ها</strong></p>
<p>علائم اختلال وسواس هر دو نوع وسواس فکری و وسواس جبری را شامل می شود. علائم OCD می توانند شدید و وقت گیر باشند. به عنوان مثال، کسی که احساس می کند که دستهایش به ميكروب آلوده شده است (یک وسواس فکری) ممکنست هر روز ساعتها به شستن آنها مشغول شود (تکرار جبری) . ممکنست تمرکز وی بر روی شست و شو آنقدر زیاد باشد که نتواند کار دیگری را به اتمام برساند.</p>
<p><a href="http://www.feedburner.com/fb/a/emailverifySubmit?feedId=1896663" target="_blank"><span style="color:#0000ff;">این روزها همه تازه ترین مطالب<span style="font-size:medium;"> فرا کاو</span> را در ایمیل خود می خوانند . شما نیز کلیک نمایید</span></a><span style="color:#0000ff;">.</span><br />
<!-- web3 persian social bookmark for wordpress.com ver:1b --></p>
<p><span style="font-size:10pt;">ارسال به: </span><strong><span style="font-size:7pt;padding:0;"><a title="ارسال به بالاترین" href="https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=http://farakav.wordpress.com/2008/09/29/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3&amp;title=اختلال وسواس (OCD)" target="_blank"><img src="http://web3beta.googlepages.com/balatarin.gif" alt="Balatarin" width="16" height="16" /></a> :: <a title="ارسال به دنباله" href="https://donbaleh.com/submit.php?url=http://farakav.wordpress.com/2008/09/29/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3&amp;subject=اختلال وسواس (OCD)" target="_blank"><img src="http://web3beta.googlepages.com/donbaleh.gif" alt="Donbaleh" width="16" height="16" /></a> :: <a title="ارسال به مهندس" href="http://www.mohand.es/submit?phase=1&amp;url=http://farakav.wordpress.com/2008/09/29/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3&amp;title=اختلال وسواس (OCD)" target="_blank"><img src="http://web3beta.googlepages.com/mohandes.gif" alt="Mohandes" width="16" height="16" /></a> :: <a title="ارسال به خوشمزه" href="http://delicious.com/post?url=http://farakav.wordpress.com/2008/09/29/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3&amp;title=اختلال وسواس (OCD)" target="_blank"><img src="http://web3beta.googlepages.com/delicious.gif" alt="Del.icio.us" width="16" height="16" /></a> :: <a title="ارسال به دیگ" href="http://www.digg.com/submit?phase=2&amp;url=http://farakav.wordpress.com/2008/09/29/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3.html&amp;title=اختلال وسواس (OCD)" target="_blank"><img src="http://web3beta.googlepages.com/digg.gif" alt="Digg" width="16" height="16" /></a> :: <a title="ارسال به استامبل" href="http://www.stumbleupon.com/submit?url=http://farakav.wordpress.com/2008/09/29/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3&amp;title=اختلال وسواس (OCD)" target="_blank"><img src="http://web3beta.googlepages.com/stumbleupon.gif" alt="Stumble" width="16" height="16" /></a> :: <a title="ارسال به فرل" href="http://furl.net/storeIt.jsp?t=اختلال وسواس (OCD)&amp;u=http://farakav.wordpress.com/2008/09/29/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3" target="_blank"><img src="http://web3beta.googlepages.com/furl.gif" alt="Furl" width="16" height="16" /></a> :: <a title="ارسال به فرندفید" href="http://friendfeed.com/share?url=http://farakav.wordpress.com/2008/09/29/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3&amp;title=اختلال وسواس (OCD)" target="_blank"><img src="http://web3beta.googlepages.com/friendfeed.gif" alt="Friendfeed" width="16" height="16" /></a> :: <a title="ارسال به تویتر" href="http://twitthis.com/twit?url=http://farakav.wordpress.com/2008/09/29/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3&amp;title=اختلال وسواس (OCD)" target="_blank"><img src="http://web3beta.googlepages.com/twitter.gif" alt="Twitthis" width="16" height="16" /></a> :: <a title="ارسال به فیسبوک" href="http://www.facebook.com/sharer.php?u=http://farakav.wordpress.com/2008/09/29/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3&amp;title=اختلال وسواس (OCD)" target="_blank"><img src="http://web3beta.googlepages.com/facebook.gif" alt="Facebook" width="16" height="16" /></a> :: <a title="ارسال به سرویسهای دیگر" href="http://www.addthis.com/bookmark.php?pub=web3socialbookmark&amp;url=http://farakav.wordpress.com/2008/09/29/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3&amp;title=اختلال وسواس (OCD)" target="_blank"><img src="http://web3beta.googlepages.com/addthis.gif" alt="Addthis to other" width="16" height="16" /></a> :: <a title="اشتراک در خوراک" href="http://feeds.feedburner.com/farakav" target="_blank"><img src="http://web3beta.googlepages.com/feed.gif" alt="Subscribe to Feed" width="16" height="16" /></a></span></strong><!-- End of persian social bookmark for wordpress.com ver:1b , Check http://web3b.wordpress.com or http://web3b.blogspot.com for updates --></p>
Posted in افسردگی, استرس, اضطراب, بیماری ها و اختلالات, شیوه های درمانی Tagged: اختلال وسواس, اختلالات, روانشناسی <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/farakav.wordpress.com/330/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/farakav.wordpress.com/330/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/farakav.wordpress.com/330/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/farakav.wordpress.com/330/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/farakav.wordpress.com/330/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/farakav.wordpress.com/330/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/farakav.wordpress.com/330/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/farakav.wordpress.com/330/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/farakav.wordpress.com/330/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/farakav.wordpress.com/330/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=330&subd=farakav&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farakav.wordpress.com/2009/04/15/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">آقا و خانم روانشناس</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://web3beta.googlepages.com/balatarin.gif" medium="image">
			<media:title type="html">Balatarin</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://web3beta.googlepages.com/donbaleh.gif" medium="image">
			<media:title type="html">Donbaleh</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://web3beta.googlepages.com/mohandes.gif" medium="image">
			<media:title type="html">Mohandes</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://web3beta.googlepages.com/delicious.gif" medium="image">
			<media:title type="html">Del.icio.us</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://web3beta.googlepages.com/digg.gif" medium="image">
			<media:title type="html">Digg</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://web3beta.googlepages.com/stumbleupon.gif" medium="image">
			<media:title type="html">Stumble</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://web3beta.googlepages.com/furl.gif" medium="image">
			<media:title type="html">Furl</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://web3beta.googlepages.com/friendfeed.gif" medium="image">
			<media:title type="html">Friendfeed</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://web3beta.googlepages.com/twitter.gif" medium="image">
			<media:title type="html">Twitthis</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://web3beta.googlepages.com/facebook.gif" medium="image">
			<media:title type="html">Facebook</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://web3beta.googlepages.com/addthis.gif" medium="image">
			<media:title type="html">Addthis to other</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://web3beta.googlepages.com/feed.gif" medium="image">
			<media:title type="html">Subscribe to Feed</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مراحل تحول رواني از ديد اريکسون</title>
		<link>http://farakav.wordpress.com/2009/04/12/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84-%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d9%8a%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/</link>
		<comments>http://farakav.wordpress.com/2009/04/12/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84-%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d9%8a%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 12 Apr 2009 14:24:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقا و خانم روانشناس</dc:creator>
				<category><![CDATA[روز نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[تحول روانی]]></category>
		<category><![CDATA[روان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تربیتی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farakav.wordpress.com/?p=570</guid>
		<description><![CDATA[ 
اريکسون طي هشت مرحله ، تحول رواني &#8211; اجتماعي انسان را ذکر کرده است . هر فردي در طي دوران رشد ، هشت مرحله را طي مي کند تا به سن کهنسالي برسد ، اما همه به مراحل بالاتر دست نمي يابند ، بلکه ممکن است ، شخصيت عده اي از افراد در برخي از [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=570&subd=farakav&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p> </p>
<p>اريکسون طي هشت مرحله ، تحول رواني &#8211; اجتماعي انسان را ذکر کرده است . هر فردي در طي دوران رشد ، هشت مرحله را طي مي کند تا به سن کهنسالي برسد ، اما همه به مراحل بالاتر دست نمي يابند ، بلکه ممکن است ، شخصيت عده اي از افراد در برخي از آن مراحل تثبيت شوند .<br />
در تمامي مراحل هشت گانه ، يک نوع تعارض و دوگانگي وجود دارد و فرد در حالتي از تعارض قرار مي گيرد . اگر فرد جنبه مثبت تعارض را پشت سر بگذارد ، داراي رشدي متعادل است و به توحيديافتگي مي رسد ، اما چنانچه جنبه منفي تعارض را بگذراند ، دچار اختلال در تحول خواهد شد .<br />
اريکسون علت اين امر را تعارض بين جنبه هاي زيستي و محيطي مي داند . اين تعارض، فرد را در حالتي قرار مي دهد که براي مثال در وهله اول ، اعتماد در برابر اعتماد است. چگونگي برخورد محيط با کودک ، مي تواند او را به سمت قطب مثبت يا منفي تحول سوق دهد .<br />
چنانچه کودکي اعتماد اطرافيان را به دست آورد ، استقلال عمل هم به دست مي آورد و در نتيجه ، مي تواند از خود ابتکار نشان بدهند . او مي تواند هر عملي را که مي خواهد ، تحقق بخشد ، هويت خود را به دست مي آورد ، مردم آميزي دارد ، نهايت امر اينکه به پديدآورندگي و شکفتگي خواهد رسيد و در نتيجه ، رشد بهنجاري خواهد داشت .<br />
اگر رشد فردي در هر يک از مراحل ، متوقف بشود ، براي مثال، سه مرحله را به خوبي گذرانده و در مرحله چهارم ، زمينه براي تحقق عمل پيدا نکند ، ممکن است، در احراز هويت خود دچار اشکال شود ، مردم آميزي او مشکل پيدا مي کند و در اين صورت، نمي تواند پديد آورنده باشد و به شکفتگي نخواهد رسيد .<br />
بر<a href="http://farakav.wordpress.com">عکس ، اگر کودک</a>ي که عدم اعتماد پيدا کرده و دچار شرم و ترديد شده ، در مرحله استقلال عمل خود دچار احساس گناه شود ، به تحقق عمل نمي رسد ، نمي تواند احراز هويت کند، نقشهاي پراکنده اي پيدا مي کند ، نمي داند چه کاره است ، به دليل عدم استقلال ، مردم گريز است ، اعتماد به نفس وي پايين مي باشد، نمي داند که با ديگران چگونه برخورد کند، در <a href="http://farakav.wordpress.com">خود احساس رکود مي کند و در نتيجه ، وقتي به سن کهنسالي مي رسد ، احساس نوميدي و عدم تماميت شخصيتي در وي به وجود مي آيد . به طور کلي مي توان گفت که از مرحله او</a>ل تا هشتم ، نوعي رشد نايافتگي و اختلال تحول در وي مشاهده مي شود .<br />
مراحل تحول رواني &#8211; اجتماعي از ديد اريکسون عبارتند از :<br />
1- اعتماد در برابر عدم اعتماد :</p>
<p>در اين مرحله ، نوزاد در برابر تأمين تغذيه ، دفع و خواب احساس اعتماد مي کند . هنگامي که او تغذيه خوبي از شير مادر داشته باشد و مادر در فضاي عاطفي مناسبي اين عمل را انجام دهد ، در حقيقت ، نوعي احساس اعتماد و امنيت را به نوزاد خود منتقل کرده است .<br />
منظور از اعتماد، نوعي اعتماد رواني عاطفي است و با اعتمادي که در دوران بزرگسالي مطرح است ، متفاوت مي باشد.<br />
در صورتي که کودکي به <a href="http://farakav.wordpress.com">عدم اعتماد کش</a>يده شود ، دچار عدم امنيت و احساس ناامني مي شود. اين حالت ، ناشي از عدم پيوند عاطفي مناسب بين مادر و کودک و تغذيه نادرست نوزاد مي باشد.<br />
چنانچه کودک تغذيه مناسب و شير را از مادر دريافت کند و مادر هم نوازش لازم را براي وي فراهم آورد ، کودک پيوند عاطفي مناسبي با مادر ، به عنوان موضوع عشق ، پيدا خواهد کرد. در اينجا ، به همان ميزان که به کودک شير مي رسد ، اعتماد نيز به وي تزريق مي شود، در نتيجه ، نوعي دلبستگي بين مادر و کودک ايجاد مي شود و او به اعتماد و امنيت رواني دست مي يابد .<br />
بنابراين ، به منظور رشد کودک ، بايد او را به سمت اعتماد سوق بدهيم . اعتماد به موضوع عشق ، مي تواند خود را در خواب ، تغذيه و دفع نشان دهد .<br />
شرايط دفع نامناسب ، تغذيه نامناسب و عدم پيوند عاطفي بين کودک و مادر ، مي تواند موجب بي اعتمادي کودک گردد .<br />
هر چه سن کودک بيشتر شود ، ماهيت اعتماد و امنيت وي نيز متفاوت خواهد شد. براي مثال ، در سن شيرخوارگي ، تغذيه مناسب ، احساس امنيت را در پي خواهد داشت، اما وقتي که کودک بزرگتر مي شود ، تغذيه و خواب صرف ، موجب اعتماد وي نيست ، بلکه عوامل ديگري نيز در او ايجاد امنيت مي کنند . براي مثال ، سردي يا گرمي ، هيجاني بودن و ملاطفت چهره مادر به تغذيه افزوده شده و موجب امنيت و اعتماد کودک مي گردند . بنابراين، ماهيت امنيت تا دوره بزرگسالي ، معاني ديگري مانند امنيت اقتصادي ، شغلي ، سياسي، اجتماعي و ملي پيدا مي کند .<br />
2- استقلال عمل در برابر شرم و ترديد :</p>
<p>از آنجا که در اين مرحله ، کودک از نظر سني بزرگتر شده و توانمنديهاي حرکتي دارد ، ميل به استقلال عمل در او به وجود مي آيد و خواستار انجام اعمال و فعاليتهاي مستقل و بدون کمک ديگران است . به طور معمول ، چنين وهله اي در سن لجبازي يا ٣ سالگي در کودک ديده مي شود .<br />
تحقق استقلال عمل ، موجب خود ارزنده سازي کودک مي شود ، اما عدم تحقق آن، موجب احساس شک و ترديد در کودک مي گردد .<br />
کودک ترديد دارد آيا کاري که کرده، اشتباه بوده يا نه ؟ سواي اينکه از نظر اخلاقي درست و غلط باشد، بلکه به اين معناست که کودک تصوير نامناسبي از خود به دست مي آورد. به عبارت ديگر، او احساس مي کند که نمي تواند، کاري انجام بدهد و اين ترديد با شرم همراه است.<br />
منظور از شرم نيز ، شرم اخلاقي نيست، بلکه صحبت از دودلي است و بار اخلاقي ندارد. همين که کودک در صدد انجام کاري بر مي آيد ، خجالت مانع آن مي شود و آن ار انجام نمي دهد . اين نوع خجالت در اصطلاح عام را در اين مرحله ، تحت عنوان شرم مطرح مي کنند و در واقع ، نوعي ترديد و واماندگي است .<br />
هنگامي که فرصت استقلال عمل از کودک گرفته شود ، نوعي ترديد و دوگانگي در وي به وجود مي آيد . در اين حالت ، حتي اگر او را مورد تشويق قرار دهيد ، خجالت کشيده ، کاري انجام نمي دهد و چهره اش سرخ مي شود ، در اينجا از کلمه &#8221; شرم &#8221; استفاده مي شود ؛ البته منظور شرم اخلاقي نيست ، بلکه کودک اعتماد به نفس خوبي نخواهد داشت .<br />
اگر کودک اعتماد خوبي کسب کرده و از طريق ارتباط خوب با والدين ، استقلال عمل خوبي پيدا کرده باشد و فرصت فعاليت مستقل را پيدا کند ، وقتي که به مرحله سوم مي رسد ، با فراهم بودن زمينه ابتکار براي وي ، رشد متعادلي خواهد داشت .<br />
در اين وهله ، کودک به دليل خود اثباتي ، مي خواهد استقلال عمل داشته باشد . در اينجا وظيفه والدين ، فراهم کردن زمينه هاي استقلال عمل براي کودک يا ايجاد زمينه خود ارزنده سازي براي کودک است .<br />
يکي از مواردي که کودک دست به خود ارزنده سازي مي زند ، هنگام تضاد با بزرگسالان است . او اين تضاد را به شکل لجبازي بروز مي دهد . لجبازي در حدود سن سه سالگي، يک امر طبيعي تلقي مي شود . اگر تضاد بين والدين و کودک ، تداوم يابد ، ممکن است ، به وقفه در کودک تبديل شود ، يعني در رشد او اختلال به وجود آيد . براي مثال ، اگر کودک قصد دارد ، نقاشي بکشد و شما مانع کار او باشيد ، کودک تصور منفي از خود پيدا مي کند و اگر بعد ها هم ميدان عمل پيدا کند ، نمي تواند کاري انجام بدهد ، زيرا استقلال عمل ندارد و دچار ترديد شده است . اين دوگانگي ، موجب عدم ابتکار و توليد وي خواهد شد.<br />
مراحل تحول رواني از ديد اريکسون (2)</p>
<p>در مباحث قبل ، در مورد اصول تحول رواني &#8211; اجتماعي از ديد اريکسون ، توضيحاتي ارائه و در مورد دو مرحله ابتدايي تحول رواني ، مطالبي بيان شد :<br />
1- اعتماد در برابر عدم اعتماد<br />
2- استقلال عمل در برابر شرم و ترديد</p>
<p>مرحله اول تحول رواني از ديد اريکسون ، اعتماد در برابر عدم اعتماد است : چنانچه کودک در اين مرحله ، اعتماد به دست آورد ، در مرحله بعدي ، استقلال عمل نيز به دست خواهد آورد. کودکي که داراي استقلال عمل است و به شرم و ترديد دچار نشده ، به مرحله بعدي که مرحله ابتکار در برابر احساس گناه است ، وارد مي شود . درست به همان ترتيب که در دوره هاي قبل ، زمينه هاي رشد براي کودک فراهم مي شد . براي مثال استقلال عمل کودک، موجب مي شد که او احساس ترديد نکند و تصوير مناسبي از خود داشته باشد . در اين دوره نيز ما بايد زمينه کسب ابتکار را در کودک فراهم کنيم تا او به نوآوري متناسب با سن خود برسد. اين ابتکار در کودک ، موجب مي شود که احساس خطا نکند و در اين سن ، نوعي احساس مولد بودن و پديد آورندگي داشته باشد ، در صورتي که اگر زمينه استقلال عمل در کودک فراهم نشده باشد ، در اين دوره نمي تواند به ابتکار دست بزند .<br />
مي توان گفت که استقلال عمل ، زمينه اي براي ابتکار کودک است. اگر کودک استقلال عمل نداشته باشد و نتواند به خود ارزنده سازي بپردازد ، نمي تواند خود را اثبات کند. اين فرد، در مرحله بعد نيز دچار اختلال در ابتکار خواهد شد و آن قدر نسبت به خود ، ترديد دارد که نمي تواند کاري انجام بدهد .<br />
کودک هنگامي دست به ابتکار مي زند که فراورده نو و جديدي را به شکل کاردستي يا نقاشي به وجود آورد . او در صورت دارا بودن استقلال عمل ، ابتکار خواهد شد .<br />
چنانچه بخواهيم که کودک مبتکر باشد ، اول بايد اعتماد او را جلب کنيم ، در او احساس امنيت به وجود آوريم و سپس فرصت استقلال عمل را در او ايجاد کنيم تا بتواند خود را اثبات و باور کند ، در اينجاست که او مي تواند ابتکار داشته باشد .<br />
ابتکار کودک در همه زمينه ها ، مانند زمينه هاي عيني و عملياتي ، نشان داده مي شود .<br />
ممکن است که کودک با ابزارهاي در دسترس خود ، به نوعي از ابتکار دست بزند ؛ البته در اينجا مسائل رمزي نيز دخالت مي کنند . کودکان در اين مرحله ، کاردستي هايي درست مي کنند که شايد در نگاه ظاهري ، براي بزرگسالان مفهومي نداشته باشد ، اما با توضيحاتي که به ما ارائه مي دهند ، متوجه مي شويم که کار بديع و زيبايي خلق کرده اند .<br />
ابتکار، در زمينه جستجوي کلامي نيز باشد . به عبارت ديگر ، مي تواند در داستانهاي کودکانه بيابد، اما ابتکار در کودکان ، عمدتاً به شکل عيني و عملياتي است و سپس معايب آنرا به کودک گوشزد مي کنيم . براي مثال اگر اين قسمت گردتر باشد ، بهتر نيست ؟ ما در اينجا به شکل استفهامي ، معايب کار کودک را بيان مي کنيم و از اين طريق ، موجب گسترش ابتکار در او خواهيم شد .<br />
اگر هنگام ارائه نقاشي ، شما کار کودک را نفي کنيد ، براي مثال ، بگوييد : اينکه خانه نيست، کودک احساس خطا مي کند و زمينه ابتکار از او گرفته مي شود .<br />
مرحله چهارم : تحقق عمل در برابر احساس کهتري</p>
<p>چنانچه کودک در مرحله اول اعتماد به دست آورده ، ميدان براي استقلال عمل داشته باشد ، با اين استقلال عمل ، وارد مرحله ابتکار شود و نوعي ظرفيت نوآوري داشته باشد ، وارد مرحله تحقق عمل مي شود . او ، فردي است که مي تواند ابتکار داشته باشد ، خود را مستقل بداند ، خود را به خوبي اثبات کند ، تحقق عمل داشته باشد و در نتيجه ، مي تواند کاري را شروع کرده و به اتمام برساند ، يعني عملي را متحقق کند ، عملي که داراي ابتدا و انتهاست . چنانچه زمينه تحقق عمل از کودک گرفته و سلب شود ، احساس کهتري و خود کم بيني شکل مي گيرد .<br />
اگر کسي در کودکي اعتماد و استقلال عمل به دست نياورده باشد ، والدين مي توانند در رفتارشان تجديد نظر کنند و کم کم ، زمينه ابتکار و تحقق عمل را براي وي فراهم نمايند ، اما موفقيت اين دسته از کودکان ، به اندازه کودکاني که از بدو کودکي زمينه هاي لازم را داشته اند ، نيست .<br />
البته اين امر به اين معنا نيست که والدين نا اميدشوند . زمينه هاي نقص مراحل قبلي را در کودک نمي توان جبران نمود ، اما اين جبران ، با شخصيتي که از ابتدا با برنامه ريزي والدين و به طور سنجيده پايه ريزي شده ، متفاوت خواهد بود .<br />
در اين مرحله ، هنگامي که کودک با مسأله اي مواجه مي شود ، تمام توانمندي خود را براي حل آن به کار مي گيرد و موفق خواهد شد ، ولي گاهي با تمام توان نيز نمي تواند مسأله خود را حل کند و نياز به ياري ديگران دارد . در اين صورت ، چنانچه کسي در زمينه حل مشکل به کودک کمک نکند ، او دچار احساس کهتري خواهد شد .<br />
براي مثال ، کسي که در کلاس رياضيات ، هنگام حل مسائل ، بنا به دلايلي نتوانسته مسأله اي را حل کند ، حل مسأله دوم نيز بستگي به حل مسأله اول دارد و او مسأله دوم را هم نمي تواند حل کند ، به اين ترتيب ، مسائل جمع شده و به تدريج ، موجب احساس کهتري در او خواهد شد .<br />
بايد به اين امر توجه گردد که در مرحله تحقق عمل ، بايد به کودک در حل مسائل و انجام اعمال کمک نمود و اين وظيفه مهم بر عهده و الدين و مربيان است . معلم بايد از انبوه شدن مفاهيم مجهول در ذهن کودک جلوگيري نمايد که اين امر ، کلاس جبراني نام دارد . معلمان در جبران کمبودهاي کودکان در زمينه ابتکار نقش مهمي ايفا مي کنند و در صورتي که فرصت کافي براي ابتکار کودک فراهم نشود ، فرد به تدريج دچار احساس کهتري مي شود .<br />
مرحله پنجم : احراز هويت در برابر پراکندگي نقش</p>
<p>چنانچه نوجواني به دليل استقلال عمل ، ابتکار داشته باشد و وارد مرحله نوجواني شود ، به علت رويدادهاي دوره بلوغ ، تغييرات جسمي و رواني در او صورت مي گيرد و در نتيجه، نوجوان در صدد احراز هويت خواهد بود .<br />
منظور از هويت ، اين است که فرد بتواند مختصات خود را در هستي ، دنيا ، اجتماع، خانواده و همسالان بشناسد و بيان کند . براي مثال فرد بايد بداند که در اين موقعيت ، چه کاره است ؟ او مي گويد : من در اين جامعه زندگي مي کنم . وظيفه من اين است که اين کار را انجام بدهم . اين پاسخ نشاندهنده احراز هويت نوجوان است .<br />
بي هويتي ، يعني اينکه فرد هيچ مختصاتي از خود ندارد . او نمي داند که چه کاره است ؟ و ارتباطاتش را با ديگران ، بي فايده مي داند .<br />
در مرحله نوجواني ، نوجوان مي خواهد ، خود و هويت خود را پيدا کند و تعريفي از خود و مختصاتش را در موقعيت خانوادگي و اجتماعي به دست بياورد .<br />
نوجواني مي تواند احراز هويت نمايد که مراحل قبلي را به خوبي پشت سر گذاشته باشد. چنانچه نوجوان احساس کهتري داشته باشد ، نمي تواند هويت خوبي احراز نمايد ، زيرا بسياري از احراز هويت هاي فرد ، ذهني نبوده و بايد در موقعيت بيروني و محيطي به وجود بيايد . براي مثال پدر و مادر بايد بدانند که او فرد مهمي است يا در مدرسه ، اسمش به عنوان حضور و غياب مطرح مي شود ، در اين گروه رئيس است ، در گروه ديگر نفر دوم است و &#8230; .<br />
هنگامي که نوجوان اين مختصات را از خود به دست مي آورد ، احراز هويت کرده و موقعيت و نقش خود را در اجتماع درک مي کند ؛ لذا دچار پراکندگي نقش نمي شود . کساني که احساس ابهام نقش يا بي هويتي مي کنند ، هر روز رنگ و نقش خود را تغيير مي دهند و براي مثال مي گويند : من همه کاره و هيچ کاره هستم .<br />
بايد توجه نمود که پراکندگي نقش ، با نقشهاي متفاوت انسانهاي موفق ، متفاوت است. انسان موفق ، ممکن است ، نقشهاي مختلفي داشته باشد ، اما مي داند ، هر نقشي کجا به کار مي رود . براي مثال ، يک نفر ممکن است ، در يک نقش مادر ، در نقش ديگر همسر، در يک نقش معلم و در يک نقش فرزند باشد . اين امر ، پراکندگي نقش نيست ، بلکه تعدد نقش هايي است که انسجام فرد را خدشه دار نکرده است .<br />
به عبارت ديگر ، مادر بودن ، معلمي و همسر بودن ، منافاتي با يکديگر ندارد و همه نقش ها به راحتي در يک جا جمع مي شوند .<br />
بنابراين ، در دوره نوجواني ، احراز هويت موجب عدم احساس پراکندگي نقش خواهد شد و در نتيجه ، اين احساس به مرحله بعدي ، يعني مردم آميزي مي رسد .<br />
مراحل تحول رواني از ديد اريکسون (3)</p>
<p>مراحل تحول رواني از ديد اريکسون ، شامل هشت مرحله مي باشد که در مباحث قبل، پنج مرحله آن را توضيح داديم .<br />
-6مردم آميزي در برابر مردم گريزي :</p>
<p>در مرحله ششم و هفتم ؛ نوجوان و جوان احراز هويت مي کند، به نقش خود در ارتباط با ديگران واقف است ، با ديگران در مي آميزد و نوعي اجتماعي شدن مطرح است ؛ حتي فرد در مرحله مردم آميزي ، مي تواند از مرزهاي جغرافيايي نيز فراتر رفته و با افراد خارج از کشور ارتباط برقرار نمايد. اگر مردم آميزي صورت نگيرد ، زمينه هاي آن به وجود نيامده باشد و ديگران نيز در اين زمينه ، به فرد کمک نکنند، نوعي گريز از مردم و گوشه گيري براي وي رخ مي دهد . ريشه و مبناي مردم گريزي ، به اين دليل است که فرد هويت مناسب و خوبي براي خود قائل نيست و احساس کهتري مي کند، در نتيجه ، زمينه موفقيت هاي بعدي نيز از او سلب مي شود و نمي تواند احساس پديد آورندگي نمايد .<br />
مردم آميزي را مي توان اجتماعي شدن فرض کرد . وقتي انسان بداند که در اجتماع بايد با ديگران چه تعامل و مناسباتي برقرار کند ، در حقيقت ، مردم آميز خواهد شد . در اين مورد، مي توان از واژه &#8221; تعلق اجتماعي &#8221; نيز نام برد . مردم آميزي به معناي تعلق اجتماعي است، يعني فرد قادر است که با ديگران ، مناسبات فردي و اجتماعي برقرار کند ، در نتيجه ، در خود احساس رضامندي دارد، به ديگران هم توجه مي کند و آنها نيز از فعاليت فرد با خود ، احساس رضامندي دارند .<br />
فردي که احساس تعلق اجتماعي و رضامندي دارد ، در مرحله بعدي مي تواند به پديد آورندگي نائل گردد .<br />
7- پديد آورندگي در برابر راکد ماندگي :</p>
<p>در اين مرحله ، فرد احساس مي کند که مي تواند چيزي را پديد آورد . زمينه هاي پديد آورندگي بايد توسط فرد ، جامعه ، فرزندان ، همسالان، همسر و موقعيت فرهنگي &#8211; اجتماعي فراهم شود تا فرد احساس راکد ماندگي نکند . فردي که احساس کهتري دارد ، نمي تواند احراز هويت نمايد ، پراکندگي نقش دارد ، اعتماد به نفس نيز ندارد تا بتواند با مردم آميزش داشته باشد و خود را فرد حقيري مي داند ، در نتيجه، نمي تواند پديدآورنده باشد و احساس رکود مي کند.<br />
در اين مرحله ، پديد آورندگي به معناي مولد بودن است و مي تواند در زمينه هاي مختلفي مانند : شخص ، تجربه ، فکر ، تحقيقات ، تربيت فرزند و &#8230; مطرح گردد .<br />
فردي که احساس مردم آميزي دارد ، در محيط کاري خود ، چه با مسووليت بالا و چه بدون پستهاي بالا ، مي داند که چه وظايفي به عهده دارد ، آنها را طوري انجام مي دهد که ديگران از ماحصل زحمات وي بهره مند گردند و احساس مولد بودن مي کند . ( چه در زمينه ابرازي و چه فکري ) اگر مادري در خانه به تربيت فرزند خود بپردازد و بداند که در اين کار موفق بوده، احساس مولد بودن مي نمايد .<br />
برخي از افراد در زمينه هاي مختلف ، احساس پديد آورندگي بيشتري دارند ، اين احساس به مرور در آنها افزايش يافته و تسريع مي شود . براي مثال ، آن فرد، معلم خوبي ، خانه دار، نويسنده يا روزنامه نگار خوبي است . هر چه فرد توفيق بيشتري داشته باشد ، احساس پديد آورندگي نيز افزايش مي يابد .پديد آورندگي زماني افزايش مي يابد که ما با ديگران ارتباط برقرار نماييم ، هويت خود را باز يافته و اعمالي را متحقق کرده باشيم .<br />
8- مرحله شکفتگي در برابر نوميدي :</p>
<p>شکفتگي به معناي احساس تماميت است. چنانچه يک فرد مراحل قبلي را به خوبي طي نمايد و رشد هنجاري داشته باشد، به نوعي شکفتگي رسيده و احساس مي کند که موجود کاملي است .<br />
اگر فردي احساس نمايد که موجود ناقصي است ، در نتيجه ، سالها زندگي کند، اما چيزي به دست نياورد ، ناميد مي شود . کسي که احساس مي کند ، مولد نيست، بلکه سربار و انگل مي باشد و يکسره مصرف کننده است ، نااميد مي باشد . نوميدي نتيجه راکد ماندگي است و از مردم گريزي حاصل شده است. فرد نمي تواند به مردم تعلق داشته باشد و با آنها ارتباط برقرار نمايد ، از پراکندگي نقش حاصل شده ، از احساس کهتري به دست آمده و نتيجه احساس گناه ، شرم ، ترديد و عدم اعتماد است . همه اين موارد ، به مرور جمع شده و پديده اي به نام نوميدي را ايجاد کرده است که در آن <a href="http://farakav.wordpress.com">،</a> نوعي عدم شکفتگي و راضي نبودن از خود و زندگي وجود دارد .<br />
چنانچه فردي هفت مرحله قبلي را به سلامت پشت سر گذاشته باشد ، اما در آخرين مراحل بزرگسالي ، بنا به دلايل اقتصادي ، تربيتي ، محيطي ، فرهنگي و اختلالات شخصيتي دچار مشکل شود ، ممکن است که به سمت نوميدي سوق داده شود .<a href="http://farakav.wordpress.com"><br />
اين فرد ، با فردي که از کودکي زم</a>ينه نااميدي در او بنا نهاده شده ، تفاوت بسياري دارد، جلوتر از آن فرد است و نوميدي او با فردي که اصلاً در مسير تحول قرار نگرفته ، يکسان نيست .<br />
مي توان گفت : همانگونه که در بين راه مي توان اختلالات و تحول منفي را جبران نمود، مي توان نوميد هم شد .</p>
Posted in روز نوشت Tagged: اریکسون, تحول روانی, روان, روانشناسی, روانشناسی تربیتی <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/farakav.wordpress.com/570/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/farakav.wordpress.com/570/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/farakav.wordpress.com/570/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/farakav.wordpress.com/570/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/farakav.wordpress.com/570/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/farakav.wordpress.com/570/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/farakav.wordpress.com/570/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/farakav.wordpress.com/570/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/farakav.wordpress.com/570/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/farakav.wordpress.com/570/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=farakav.wordpress.com&blog=2098983&post=570&subd=farakav&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farakav.wordpress.com/2009/04/12/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84-%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d9%8a%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">آقا و خانم روانشناس</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>