این شاید یه جمله ای باشه که همه ( البته اکثر) دخترها و شاید پسرها !!! شنیده باشند..
چقدر می شود به چنین دوستی هایی اعتماد کرد ؟! به نظر من نمی توان به هوای بهار کاری کرد!!
یعنی چه؟ خوب در نظر بگیرد که چنین کسی برای دوستی به شما مراجعه می کند ، و این کار را بر اساس احساس صرفی که تازگی پیدا کرده و شاید از خانه که بیرون اومده با خودش می گفته که بریم با یکی دوست بشیم که اون یکی اصلا” وفا نداشت!!! خوب در اولین نگاه به شما اظهار دوستی می کنند دوستی که به نسیمی از هم جدا می شویم..
بهتر است برای دوست پسر شدن و یا داشتن ، برای دوست دختر شدن یا داشتن کمی با تامل حرکت کرد.. دوستی که بسوی سرابی حرکت می کنند چندان ارزشی ندارد.
انسان به حکم انسان بودن بنده احسان است، و با هر محبتی واکنش نشان می دهد .و به همین دلیل اغلب اوقات شاهد این هستید که دوستی های خیابانی و خونه ای!!! بوجود می آیند. و این واکنش به این دلیل بوجود می آید که شما احساس تنهایی می کنید و در حال گریز از این تنهایی به طرف دوستی هایی که ناخواسته در جریان زندگی شما قرار می گیرند، جذب می شوید.
بهتر است برای چنین زندگی ارزش زیادی قائل نشوید. آ نها که مخالف نظرم من هستند بیان می دارند که نه دوستی برای زندگی آینده خوب است!
خوب است اما در شرایطی که مانند یک دوست هم جنس با هم برخورد کنیم، نه این که بعد از اولین جلسه آشنایی در فکر خونه خالی باشیم!!
مگر زمانی که با یک هم جنس آشنا می شوید چنین تفکر خامی دارید!!!
پس بهتر است دوستی در محدوده معینی باقی بماند وگرنه برای هر دو طرف خطرناک می شود و به یک وابستگی تبدیل می شود.
که هر آن ممکن است آوارش بر سر ما خراب شود.
این روزها همه تازه ترین مطالب فرا کاو را در ایمیل خود می خوانند . شما نیز کلیک نمایید.






والا به دوستي هاي از اين نوع مي شود دوستي از نوع سوم لقب داد چرا كه اين روزها شاهد آن هستيم كه در خيابانها و كوچه ها پسري نه چندان گردن كلفت ولي وقيح و پررو مقابل دختري ايستاده است و مرتب انواع فحشهاي ركيك را به او مي گويد و متاسفانه مردم عبوري هم (با شرمندگي ) آن غيرت و مردانگي كه در قديم داشتند و در مقابل زورگو مي ايستادند را ديگر از دست داده اند و دختر بي نوا هاج و واج فقط نگاه مي كند و ناچار براي اينكه آبرويش حفظ گردد تمكين هم مي كند نمونه اي را ياد دارم كه خانواده به خاطر عدم آبروريزي محل زندگي خود را عوض كردند و ديروز هم در داخل يك كوچه همين صحنه تكرار شد كه پسره بي آبرو آنچه از دهانش در آمد گفت و در نهايت هم به آنهائي كه ناظر بودند حواله اي داد كه البته مردم خواستند او را به مجازات برسانند ولي او فرار را بر قرار ترجيح داد و رفت و دخترك هم سرش را به زير انداخت و رفت و اين ها همه نتيجه يك لحظه خنديدن اين دختر به آن پسر بي آبرو بوده است و بس اصولا اگر دختري خو د را سبك بگير د و با هر كس كه پيش آمد دوست شد رفيق شد بايد هم عقوبتش را بكشد ولي هستند دختراني كه خود را پرنسس مي دانند و منتظر پرنس خود مي مانند و تا آمدن او از كلاه فرنگي به پائين نمي آيند البته شرايط اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي خانواده ها روش هاي تصميم گيري غلط مسئولين در عدم تسهيل شرايط ازدواج براي جوانان هم مزيد بر علت هستند چر ا كه يكي از عمده ترين علت هاي اين گونه تن دادن به دوستي هاي خياباني بي ثباتي خانواده است دختر بي نوا در خانواده امنيت ندارد مرتب سر كوفت مي شنود و براي آنكه آزاد شود به اين گونه افراد پناه مي برد كه نتيجه آن هم معلوم و مشخص است