روانکاوی، “میل” را در بشر به عنوان “عامل مولد فشار جسمی و روانی”، و “لذت” را به منزله پدیده ای خوشایند که به این فشارها پایان می دهد، تلقی می کند. در فرهنگ ما، در پرورش و تربیت کودکانمان، به این پدیده لذت بردن به هیچ وجه بها داده نشده است. در فرهنگ ما یکی از بزرگترین موتورهای اعمال ما، تصویری است که از خود به دیگران و به اجتماع می دهیم و به فرزندان مان نیز این را به عنوان بزرگترین انگیزه اعمال و تصمیم گیری هاشان، القا می کنیم
می توان گفت هسته ی اصلی “میل جنسی”، غریزه ی جنسی است که خود را به صورت رانش نشان می دهد. ممکن است شخص خاصی نیز هدف این میل نباشد و تنها بصورت یک خواهش، یک احتیاج بروز می کند. خواهشی که ریشه اش به عمل کرد بیولوژیکی مغز ارتباط دارد. گاهی مثل احساس گرسنگی و بدون اینکه نظر ما را بخواهد خودش را به ما تحمیل می کند. در بیشتر موارد عاملی محرک بیدار کننده امیال ماست. این محرک می تواند یک خواب، یک فانتزی و یا یک پدیده ی خارجی باشد. این محرک، به مغز ما نشانه هایی تصویری، صوتی و یا بویایی و .. می فرستد. گیرنده های اعضای حسی ما (چشم ها گوش ها ، پوست..) این نشانه ها را به مغز ما منتقل می کند و میل در ما بیدار می شود.
حافظه نقش اساسی در شدت بخشیدن به این امیال دارد. حافظه، موقعیت حال را با خاطره ی تجربه ی لذت در گذشته، آغشته می کند. تعریفی که از “میل” می دهیم هم، بر همین اساس است: “میل تجسم لذت در لحظه ی واقعی و حال است”
میل و کمبود
در حقیقت طبق چیزی که روانشناسان معتقدند، شدت میل ارتباط مستقیم به میزان “احساس کمبود” دارد. اگر فردی که به او گرایش داریم، در پیش ما باشد، به دلیل اینکه احساس کمبود راحت تر می تواند ارضا شود، میزان میل نیز کمتر است. بر عکس وقتی فرد دست نیافتنی، دور یا ممنوع باشد، کمبود شدیدتر و در نتیجه میل عمیق تر است. “لاکان” روانکاو فرانسوی، تا آنجا پیش می رود که انسان را اینگونه تعریف می کند: “انسان چیزی نیست غیر از خواهش و فقدان.” به عقیده او، بشر را در تمام طول زندگی اش، یک احساس فقدان، دنبال می کند. این احساس فقدان ما را وادار می کند که دائم در جستجو باشیم. در جستجوی چیزی و یا کسی که این احساس خلا را پر کند و بر این جستجوی بی پایان، خاتمه دهد. به عقیده ی او، زندگی کردن یعنی از فقدانی به فقدان دیگر گذر کردن و نباید فراموش کرد که این احساس فقدان بیش از اینکه منفی باشد، موتوری است که انرژی های ما را بسیج می کند و اگر در راه درست کانالیزه شود، خلاقیت های بیشماری را در زمینه های گوناگون در ما بیدار می کند.
“لذت” بازتابی از ارضای میل
وقتی امیال ما ارضا می شوند، احساس بسیار مثبتی ما را فرا می گیرد. این احساس را لذت می نامیم. در بسیاری از تمدن ها، پدیده ی لذت به شدت سرکوب شده است و نتیجه آن که هنوز نیز در فرهنگ های گوناگون دید درستی نسبت به پدیده ی لذت وجود ندارد. در صورتی که طبق چیزی که دانشمندان و روانشناسان به ما می گویند، “ظرفیت لذت بردن ” نه تنها پدیده ای روانی است، بلکه به نوعی در بیولوژِی ما ثبت شده است. بخش بیولوژیک لذت، به سیستمی در مغز ما بر می گردد(هیپوتالاموس و مراکز لمبیک) و حتی مولکول های مخصوص به خودش را دارد (آندومرفین) که از نرون های این مراکز ترشح می شود.هر فعالیت لذت بخش، این سیستم را به کار می اندازد و میزان آندومرفین را در خون بالا می برد. آب خوردن، غذا خوردن، ادرار کردن، ورزش کردن و خصوصا عشق بازی کردن، می توانند عامل این بالا رفتن باشند و احساس لذت را در ما ایجاد کنند.ترشح آندومرفین در خون هم زمان باعث کاهش اضطراب و استرس و درد ، و افزایش احساس رضایت و خوشحالی، و نیز حتی ظرفیت های ذهنی و هوشی می شود.
کار کرد دیگری که پدیده ی “لذت بردن” در زندگی روزمره ی ما دارد این است که به صورت موتور اعمال ما عمل می کند.زیرا تجربه ی لذت، به عنوان پاداشی است که انگیزه ی ما را برای دوباره انجام دادن آن فعالیت، افزایش می دهد.در حقیقت خاطره ی لذت در ذهن ما، امیالمان را بیدار نگه می دارد.تجربه ی لذت به بشر یاری می دهد که وجود زمینی اش را راحت تر بپذیرد.وجودی که آگاهی به مرگ او را می تواند به اوج اضطراب برد.قرن های زیادی بشر لذت را به عنوان گناه تلقی می کرد در صورتی که جستجوی لذت، بزرگ ترین محرک و موتور زندگی است.
روانکاوی، “میل” را در بشر بعنوان “عامل مولد فشار جسمی و روانی”، و “لذت” را بمنزله ی پدیده ای خوشایند که به این فشارها پایان می دهد، تلقی می کند.
در فرهنگ ما، در پرورش و تربیت کودکانمان، به این پدیده ی لذت بردن به هیچ وجه بها داده نشده است.در فرهنگ ما یکی از بزرگترین موتورهای اعمال ما، تصویری است که از خود به دیگران و به اجتماع می دهیم و به فرزندان مان نیز این را به عنوان بزرگترین انگیزه ی اعمال و تصمیم گیری هاشان، القا می کنیم.بچه های ما، باید کارهایی انجام دهند تا در نظردیگران ” بچه خوبی “به نظر برسند. بندرت پیش میآید که به “لذت بردن” به عنوان عامل تعیین کننده انتخابشان بها دهیم.اگر کودکان مان را درحال انجام کاری لذت بخش ولی بی فایده مشاهده کنیم، آن کار را وقت تلف کردن تلقی می کنیم و چنانچه کودکان مان را به فعالیت هایی سوق می دهیم، بیشتر جنبه ی وجه اجتماعی و مفید بودن آن را در نظر می گیریم، تا میزان علاقه و خوشایند بودن آن فعالیت را برای کودک.
عدم ارضای امیال جنسی
عدم ارضای امیال جنسی، بر جسم و روان فشاری زیادی وارد می کند.اگر محرومیت ها موقت باشد تاثیرات نیز موقت هستند. ولی اگر بطور مدام حضور داشته باشند، می توانند تاثیرات عمیق تری بر ابعاد مختلف بدنی و روحی فرد وارد کنند.عدم تجربه ی لذت جنسی برای زن و مرد، با کاهش بیش از حد هورمون آندو مورفین همراه است و همانطور که گفتیم، این هورمون عامل مهمی در ایجاد احساس آرامش و شادی دارد.
نباید فراموش کرد که “حضور میل” اهمیت زیادی در تجربه ی لذت در فرد دارد. بارور کردن میل یکی از عواملی است که انسان را در رسیدن به لذت جنسی یاری می دهد.بخاطر همین است که مثلا نوازش، نقش مهمی را در رابطه ی جنسی بازی می کند.در حقیقت نوازش در بسیاری موارد با افزایش خواهش جنسی افراد، باعث می شود که رابطه ی جنسی ارضا کننده تر ی با یکدیگر داشته باشند.
میل جنسی زن، معضلی به درازای تاریخ
میل جنسی زن در بیشتر دوران های تاریخی، به گونه ای منفور نگریسته شده است . به خاطر همین است که بیشتر قوانین مذهبی و اجتماعی، سعی در کنترل و سرکوب این امیال زن داشته اند.میل جنسی زن چنان ایجاد وحشت می کرده است، که بطرق مختلف سعی در مهار کردن آن کرده اند. خلق داستان ها و اسطوره هایی که در آن ها، زن و میل جنسی او، به صورتی شیطانی و مخرب به نمایش گذاشته شده است، نمودی از این وحشت است. در یونان باستان، افسانه های زیادی ابداع کرده بودند که در آن ها، پرسوناژهای اصلی ارواح خون آشام زنانی بودند که حتی پس از مرگ نیز در جستجوی ارضا امیال کثیفشان بودند.
در هند این ترس از زن در این ضرب المثل به چشم می خورد: “همچنان که آتش را با چوب نمی توان آرام کرد و تمام رودهای دنیا، برای پر کردن دریا کفایت نمی کنند، میل زنان نیز هیچ گاه آرام نخواهد گرفت، حتی اگر تمام مردهای عالم را در اختیارشان بگذاری.”
در اروپای قرون وسطی، پدران کلیسا تمام تلاششان بر این بود که کریه ترین چهره ی ممکن را از خواهش های جنسی زن ارائه دهند . برای سنت ژان کریستف، تمام جادو های سیاه از اشتهای سیری ناپذیر زنان سرچشمه می گیرد .
یکی از مشغولیات ذهنی عمده ی پزشکان قرن 19 این بود که چگونه این اشتهای سیری ناپذیر زن را خاموش کنند. “دکتر فیو” در سال 1880 در مورد میل جنسی زن اینطور توصیح می دهد:
” شهوت جنسی زن خوشبختانه مخفی است. یعنی زن برای کشف این شهوت احتیاج به کمک مردان دارد. تا مردی آن را بیدار نکند، این خواهش ها خفته می مانند.در نتیجه مردها باید کاملا مواظب باشند که تا می توانند از بیدار شدن این امیا ل جلوگیری کنند و مراقب باشند که در هنگام انجام عمل جنسی، کاری انجام ندهند که این لذت های شدید در زن بیدار شود.نباید فراموش کرد که همه ی زن های نجیب هم بطور بالقوه این شهوات بی حد را در خود نهفته دارند و این وظیفه ی همسر است که مواظب باشد با ” نوازش های خطرناک” این لذایذ را بیدار نکند.”
پزشکان دیگر برای مهار کردن این امیال، راه های دیگری نیز پیشنهاد می کردند از جمله: آموزش زن در منفعل بودن، خجالتی و بی دست و پا بودن، استفاده از کمر بندهای عفت که آلت تناسلی زن را در خود محبوس می کرد و در نهایت اگر هیچکدام از این ها چاره ساز نبود، به بریدن بخش تا بخش هایی از آلت تناسلی زن اقدام می ورزیدند. زیرا به عقیده ی آن ها، زن خوب و نجیب زنی بود که از امیال جنسی عاری باشد و تجربه ی لذت جنسی را با خود به گور ببرد.
تمام این اقدامات، مثمر ثمر واقع شد و همانطور که دکتر ویلیام در سال 1840 اعلام می کند:
“در حال حاضر با صراحت تمام می توانم اعلام کنم که سکسوآلیته زن خاموش شده است.عشق به کانون خانواده و فرزندان و کارهای خانه، تنها علائقی است که زن ها احساس می کنند. بندرت پیش می آید که یک زن عمل جنسی را برای ارضا خودش طلب کند.”
در فرهنگ ما نیز اگر به ادبیات ایران رجوع کنیم، انعکاس چنین تصویری را از زن مشاهده می کنیم:
خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی ، در اندرزی به پسرش از قول نظامی گنجوی چنین می گوید:
“زن گر نه یکی هزار باشد / در عهد کم استوار باشد
زن دوست بود، ولی زمانی / چون جز تو نیافت دلستانی
چون جز تو کس دگر ببیند / خواهد که تو را دگرنبیند
این کارزنان پاکباز است / افسون زنان بد دراز است”
در اینجا سوال اصلی که در ذهن نقش می بندد این است که آیا واقعا این خواهش های جنسی زن تا این حد سیری ناپذیر است؟ این که میل جنسی زن چیست و چگونه خود را نشان می دهد، بحثی مفصل است که در گفتار ما نمی گنجد و آن را به مقالات بعد موکول می کنیم . تنها ذکر این نکته لازم است که زن بخاطر ساختار عضو تناسلی اش و نقاط حساس آن (و نیزبه دلایل دیگر)، قادر است حس های جنسی بسیار قوی را تجربه کند.اما به دلیل عدم تقارنی که در زمینه ی جنسی با مرد دارد، بیشتر در معرض احساس محرومیت است.”عدم تطابق زمانی” که می تواند بین ارگاسم (اوج لذت جنسی) زن و مرد وجود داشته باشد می تواند عاملی باشد که مانع رسیدن زن به اوج لذت جنسی شود و همانگونه که نیاکان مانیز پی برده بودند، بیدار شدن و ارضا شدن میل جنسی در زن، به دلیل متفاوت بودن و دیررس بودنش نسبت به میل جنسی مرد، می تواند در رابطه کشف نشده باقی بماند.
میل جنسی و ترس
یکی از موانع لذت جنسی ترس است. ترس به نوعی می تواند “میل” را در انسان به اعماق وجودش سوق دهد
- ترس از گناه
همان طور که گفتیم در بسیاری از فرهنگ ها، عشق جنسی رابه عنوان گناه تلقی می کنند.این مسئله باعث شده است که بسیاری از افراد، “میل جنسی” و “لذت جنسی “را با گناهکار بودن برابر قرار می دهند.”سکوتی” که در بسیاری از خانواده ها در قبال مسائل جنسی وجود دارد، کافی است که ذهن فرزندان از آن تابویی بزرگ بسازد.در این خانواده ها، بچه ها خیلی زود در می یابند که نه تنها سوال کردن در این زمینه ها ممنوع است، بلکه کوچکترین حرکتی که به نوعی با سکسوآلیته در ارتباط باشد نیز شدیدا وقیح است. حتی اگر در حوزه ی ذهنی باشد: خواب دیدن ، میل داشتن، نگاه کردن، بدن خود را نوازش کردن …اگر هم کلامی در این ارتباط بیان شود با ارزش گذاری های منفی همراه است.:”زشت است”، “منفور است”…تمام اینها در این جهت که تصویر شنیعی از امیال جنسی داده شود.( به عنوان نمونه مشاهده می کنیم تا زمانی نه چندان دور دراروپا، احساس گناه شدیدی در قبال امیال جنسی به افراد اعمال می شد و از متدهای گوناگونی برای سرکوب میل جنسی در نوجوانان استفاده می کردند(خصوصا در قرن 18 و 19) . مثلا برای اینکه نوجوان در رختخواب و حتی در خواب دست به خودارضایی نزند، از روشهایی مثل: حبس کردن دست ها در کیسه، بستن دست ها در هنگام خواب و ازهمه وحشتناک تر، نسب حلقه ای فلزی به آلت تناسلی پسرها در هنگام خواب، استفاده می کردند.این حلقه ها از داخل دارای تیغه های سوزن مانندی بودند که چنانچه در خواب نیزبه نوجوان حالت تحریک جنسی دست می داد، تماس پوست آلت با تیغه های حلقه، باعث ایجاد دردی شدید و پایان دادن به این “میل منفور” بود.)
باید بگوییم ، با مرور زمان، کودک ونوجوان این تابو هارا درونی می کنند.این تابو ها، به نوعی میل رابه زنجیر می کشند و باعث می شوند طبیعی ترین حس انسان یا سرکوب شود و یا حضورشان فرد را در وحشت واز خود بیزاری غوطه ور کند .در حقیقت درونی کردن این تابو ها، می تواند اختلالات مهمی در میل جنسی و نیز رسیدن به لذت جنسی ایجاد کند. به عنوان مثال، فرد به محض قرار گرفتن در رابطه، دچار ترس های شدید می شود. ترس هایی که او را از داشتن یک رابطه جنسی ارضا کننده محروم می کنند و یا هر بار که فرد تصمیم به برقراری رابطه ی جنسی بگیرد افکار مزاحم، چیزهای دیگری را جایگزین میل جنسی فرد می کنند.(”الان موقع مناسب نیست، کلی کار دارم، ظرف های کثیف مونده یا باید برم فاکتورها رو بدم”)
یکی از پدیده هایی که بعنوان نمونه در بعضی از مردها سکس را با اضطراب زیاد همراه می کند، این است که بطور ناخود آگاه ارتباط با هر زنی برایشان تداعی رابطه با مادرشان است. این که مرد، زن را تنها به عنوان “جایگزین مادرش” تلقی کند، باعث می شود که در هنگام برقراری رابطه ی جنسی، اضطراب های شدیدی را در حوزه ی آگاه ذهنش تجربه کند. زیرا این رابطه در نا خودآگاهش تصویری از “همخوابگی با مادرش” را دارد. بخاطر همین است که گروهی از مردان که وابستگی شدیدی به مادرانشان دارند، در هنگام شروع رابطه با یک زن دچار ترس های شدیدی می شوند و این ترس ها به نوعی بر میل جنسی آن ها به آن زن تاثیر می گذارد و حتی می تواند باعث تجربه ی ناتوانی جنسی در فرد شود. در خیلی از این موارد، برای حل مشکل ، باید به اعماق و ریشه های آن پرداخت و در همین جهت، گاهی “روان درمانی”، الزامی می شود.
- ترس زاییده از تجربیات منفی
از عوامل دیگری که می تواند در فرد ترس های عمیق در رابطه با کشش های جنسی ایجاد کند، تجربه های وحشتبار جنسی دردوران کودکی است. تجاوز های جنسی به فرد در سنین پایین، می تواند در او احساس تنفر عمیقی نسبت به امیال جنسی ایجاد کنند . زیرا برای فرد میل جنسی، تداعی گر حس شرم و تحقیر و وحشت می شود.
یکی از عوامل دیگر ترس از نزدیکی جنسی، اولین تجربه ی جنسی می تواند باشد.این مسئله، خصوصا در زن ها و در کشورهای سنتی که حتی روز و ساعت اولین رابطه ی جنسی، از پیش تعیین شده است به چشم می خورد. عدم آگاهی مرد به چگونگی بر انگیختن و ارضای امیال جنسی او ونیز نا آشنا بودن خود زن به امیال جنسی اش، در خیلی از موارد، این تجربه را برای زن به تجربه ای دردناک و مشمئز کننده تبدیل می کند.
- ترس از لذت
هر چند این تیتر ممکن است در نظر اول به نظرمان غریب بیاید، زیرا به نظر می رسد که جذابیت لذت برای ما بحدی است که قاعدتا ترس را در همان اول باید متلاشی کند. ولی متاسفانه این ترس، جزو ترس هایی است که می تواند میل جنسی را در چنگال خود اسیر کند.در حقیقت، تجربه ی لذت جنسی، تجربه ایست که وقتی نهایت فرد رادر بر می گیرد، می تواند برای افرادی که دوست دارند همه چیزشان در کنترل فکر و منطق باشد، وحشت غریبی ایجاد کند.زیرا برای این افراد، غرق شدن در لذت برابر است با “بچه گانه “عمل کردن. یکی از بیم های این افراد این است که با رها شدن در لذت، تصویر مضحکی از خود به فرد مقابل ارائه دهند. زیرا غرق شدن در لذت می تواند عکس العمل های فرد را از کادری که خودش و دیگری از او در ذهن دارند خارج کند و جنبه ی دیگری از او را به نمایش بگذارد.مثلا اگر فردی باشد که عادت نداشته باشد احساساتش را در حرکات بدنش ، در صدایش و نگاهش بروز دهد، تجربه ی لذت را به عنوان خطری برای تصویری که از خود دارد و نیز تصویری که سعی دارد از خود به هم بسترش دهد، تلقی کند و نهایتا ترس از اینکه بروز این تجربه در ارتباطی که با فرد مقابل دارد تاثیر بگذارد.شاید بگویید خوب چه از این بهتر! اما مشکل این است که در خیلی روابط، نگه داشتن فاصله با دیگری، عملکرد های خاص خودش را دارد و از دست رفتن این فاصله برای بعضی آدم ها گران تمام می شود.فرد حتی می تواند با وجود لذتی که از رها شدن در نوازش های دیگری حاصلش می شود، در مقابل این میل مقاومت کند و آن به این علت که در زوجشان همیشه اوست که همه چیز را در دست می گیرد و کنترل می کند.
در اینجا بجاست کمی نیز از” ترس از صمیمیت” سخن بگوییم.
- ترس از صمیمیت
گفتیم “نگه داشتن فاصله ی عاطفی”، جزو مکانیسم های دفاعی بعضی از اشخاص است. صمیمیت عاطفی بین یک زوج، تنها به در آغوش هم خفتن و یا گفتن جمله های احساسی و جنسی خلاصه نمی شود.صمیمیت، دیگری را به عمق درون خود راه دادن را نیز شامل می شود. با اینکه احساس خوبی می تواند باشد ولی ریسک” بدفهمی”، “احساس کوچک شدن کردن” از جانب طرف مقابل را نیز به دنبال داشته باشد. به این دلیل و دلایل دیگر که در بحث ما نمی گنجد، در بعضی افراد رابطه ی صمیمی به منزله ی تجاوز به حریم شخصی شان است و چون رابطه ی جنسی به نوعی می تواند در خود شخص و یا در شخص مقابل، انتظار صمیمیت بوجود آورد، پس برای فرد به گونه ای به عنوان تهاجم نیروهای بیگانه به سرزمین درون تلقی می شود.
اگر در عواملی که در بالا ذکر کردیم توجه کنیم، متوجه می شویم که” رابطه”، یکی از فاکتورهای مهمی است که در ایجاد “ترس از میل جنسی” نقش دارد. به همین دلیل لازم می دانیم در مورد چگونگی تاثیر این دو بر هم، نکاتی را بیان کنیم.
میل جنسی و رابطه
یکی از تفاوت های عمده ی انسان با حیوانات در زمینه ی جنسی این است که امیال جنسی انسان از بعد غریزی شان بسیار فراتر می روند. از عواملی که برامیال جنسی انسان تاثیر فراوان دارد، رابطه های انسانی با تمام پیچ و خم هایش است.کیفیت و چگونگی رابطه عاطفی و روحی دو نفر، عامل تعیین کننده ای در ارتباط جنسی آن ها می باشد.
امیال جنسی ما وقتی در رابطه با دیگری قرار می گیرند، با بسیاری عوامل دیگر ترکیب می شوند.ما، پیام هایی که در زندگی روزمره نمی توانیم به شخص مقابل انتقال دهیم، با امیالمان ترکیب می کنیم. به این معنی که رابطه جنسی برایمان تنها وسیله ای برای ارضای امیال نمی شود، بلکه می تواند ابزاری شود که به وسیله ی آن با زبان گاهی “غیر کلامی ” حرف های ناگفته مان را با دیگری در میان بگذاریم. و یا حتی خشم ها و عصبانیت ها و نارضایتی هایی که در ابعاد دیگر از شخص مقابل داریم، به روابط جنسی انتقال دهیم. میل به تحقیر ویا سرزنش دیگری نیز در رابطه جنسی می تواند انعکاس پیدا کند.خصوصا زمانی که استفاده از ” زبان ” و “حرف زدن “برای مطرح کردن مشکلات و دلخوری ها، کنار گذاشته شود، سکس به عنوان حوزه ای که درآن دو فرد بطورتنگاتنگ با هم در ارتباط هستند، تبدیل به فضایی ” مناسب ” (یا بهتر است بگوییم نامناسب!) برای “گفتگوهای های غیر زبانی” می شود. نوع رابطه ای که طرفین در زندگی روزمره با هم دارند، می تواند دربستر زناشویی ادامه پیدا کند.مثلا اگر زوج دچار مشکل” بازی قدرت” در رابطه شان باشند، حضور این پدیده در میل جنسی و در کیفیت معاشقه شان امکان دارد ایجاد اختلالاتی کند.
میل جنسی در انسان، نیاز به شکوفایی رابطه در ابعاد روحی- عاطفی اش دارد و بطور متقابل، میل جنسی به دیگری، جزو پایه های یک رابطه ی شکوفا و صمیمی در زندگی زناشویی است.این دو عامل نه تنها در رابطه ی دو طرف مهم هستند، بلکه تاثیر بسزایی نیز در اعتماد به نفس و تصویری که فرد از خود و دیگری دارد می گذارد.
در هر صورت واقعیت زیر انکار ناپذیر است:
مشکل بتوان به کسی که به عنوان فرد برای ما ارزش قائل نیست، میل جنسی داشت.
بر خلاف چیزی که خیلی از ما تصور می کنیم، در روابط طولانی مدت، عشق و یا حتی کشش جنسی بین دو نفر برای برقراری یک رابطه جنسی ارضا کننده، کافی نمی باشد. می بینیم که سیستم روانی و ارتباطی بشر، بدلیل پیچیدگی هایش، می تواند بطور مثبت و یا منفی بر “میل جنسی”، تاثیر بگذارد. تعمق در رابطه و نیز ترس های خودآگاه و ناخودآگاهمان، می تواند قدم مثبتی باشد برای اینکه با خواهش های جنسی خود مستقیم تر ارتباط برقرار کنیم.
مژگان کاهن – روانشناس
Mojgankahen44@yahoo.fr






salam azatoon tashakor mikonam babate matalebe khoobi ke inja bud be ghole doostemon in na khoshayandiha ke az bazi afrade … mibinid bahaye agahi dadan ast az khoda moafaghiat va salamatio baraye shoma arezoo mikonam
لطفا مرا راهنمايي كنيد
سلام من از نظر ميل جنسي سرد هستم ولي همسرم خيلي شديد به رابطه جنسي علاقه دارد و من نمي توانم او را ارضا كنم از اين بابت ناراحتم و احساس گناه مي كنم
مطالب كلي ننويسيد جزيي تر بگوييد. ممنون
از خداوند مهربان استدعا دارم همهی ما را یاری نماید تا بتوانیم بر دشمن دیرینهی خود غلبه پیدا کرده و قلبمان را از تسخیر او محفوظ نگه داریم. بیایید با دلهای پر از دوستی و محبّت دست به دست هم دهیم و یکی دیگر از راههای نفوذ شیطان را بررسی نموده و آن را خوب بشناسیم و مانع ورود دشمن از این راه گردیم.
گناهان جنسی جسم فرد را آلوده کرده و توانایی آن برای انجام مقاصد الهی را از بین می برد.
گناه جنسی از این نظر مستثنی است که ما آن را بر علیه جسم خود انجام میدهیم. جسم ما معبد روح الهی است. وقتی ما از جسممان برای گناهان جنسی استفاده می کنیم، به پاكي آن تجاوز کرده و آن معبد را ویران می کنیم. همچنین آن افرادی که با آنها این گناه را انجام می دهیم را نیز آلوده می کنیم. فقدان احترام به جسممان (و خداوند) رابطه ی ما با خدا را از بین می برد.
بنام قادر معبود كه هر چه بود هست به هر حال ناظر افعال اوست
اميدوارم و اميدوارم كساني كه اين مطالب را ميخوانند كمي روي آن انديشه كنند
منطق ذهن ناقص ما گمراه كننده است.دين سرچشمه است و طنابي كه بايد بهش چنگ زد. اين دنيا شكنجه اي بس سخت است،رستگاري نزديك.مراقب قدم هايت باش تا در اين امتحان كوتاه ناموفق و سر افكنده نشي.جلو رو نگاه كن.
سلام
از شما متشکرم
زندگی سوختن و ساختن است
بی جهت تجربه آموختن است
زندگی کهنه قماری بیش نیست
این چه قماریست که همش باختن است
ممنون از مطالب جالبتون اميد وارم دست از تلاش بر نداريد و در گام بعدي روشهاي اموزش و حد ومرزهاي اين موضوع رو باز هم با شجاعت وقدرت ارائه كنيد
به اميد روزي كه همه در جامعه سالم زندگي كنيم
دانشجوي روانشناسي ندا
سلام بردوستان عزیز و با تشکر از نظرات وتشویق هایتان.خانم نازنین و سایر دوستان که می خواهند بامن تماس بگیرند می توانند با ایمیل زیربرای من بنویسند.تماس تلفنی ممکن است برایتان گران تمام شود چون من درایران زندگی نمی کنم. بقیه ی مقالاتم راهم سعی می کنم در اختیار این سایت قراردهم.از مسئول سایت می خواهم در صورت تمایل من تماس بگیرد. با تشکر: مژگان کاهنMojgankahen44@yahoo.fr
سلام مژگان خانم
من مقاله شما رو خوندم وخيلي خوشم اومد راستش من هم اين مشكل رو دارم و ميخوام بيشتر راجبش بدونم و مشكلم را در ارتباط با نامزدم حل كنم. اگر ممكنه يه شماره تماس يا ايميل بهم بدين يا اگه مطب دارين آدرس ان را برام ايميل كنيد.
سلام بر مژگان عزیز
خسته نشو اگه ناسزا میشنوی بهای آگاهی دادن است و به یاد آور چه بر علی محمد و سلمان آمد
همکار روانشناست فرید
Salam vagean nemidunam chera ba inke dine ma gofte ke in masaelo be javanan amuzesh bedid vali bazi khanevadeha in karo mokhalef shar midunan va kolan in ravabeto rad mikonan
منطق ذهن ناقص ما گمراه كننده است.دين سرچشمه است و طنابي كه بايد بهش چنگ زد. اين دنيا شكنجه اي بس سخت است،رستگاري نزديك.مراقب قدم هايت باش تا در اين امتحان كوتاه ناموفق و سر افكنده نشي.جلو رو نگاه كن.
Sanguine my brother
سلام
عالی بود!
تو جامعه پرمسئله ما ( ایران) ارائه مقالاتی این چنین روشن و واقع بینانه خیلی می تونه به سطح آگاهی جامعه کمک کنه!
هرچند متاسفانه شکستن سد نادانی تو این جامعه به این سادگی ها نیست و باید تلاش ها چند برابر بشه تا شاید روزنه امید ایجاد بشه……………
متاسفانه تو ایران سرکوب کردن اصل شده و قدرت ستایش شده و شعارها ظاهر و باطن جامعه رو تشکیل دادن!
شعارهای پوچ که هیچ واقعیتی رو بیان نمی کنه………
واقعا نمی دونم چی بگم
برای جامعه ای که توش زندگی می کنم و این همه معضل توش هست نمی دونم چی بگم!
واقعا خنده داره که کسی ازدواج کنه ولی از شیوه برقراری رابطه جنسی درست با همسرش عاجز باشه!
واقعا خنده داره که با سرکوب کردن امیال و عدم آموزش اون ها بیش از همه فساد رو تو جامعه زیاد کردن!
تجاوز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شده است……………………
حالا هی از آئین ها و دین ها حرف بزنید و منطقیات و واقعیات رو کنار بذارید…………..
از شما هم ممنونم که مقاله خوبی رو ارائه دادید
پیروز و پاینده باشید
(صحيح و مفيد بود )چونكه بعضي از مردها از روي ناداني و بدون غرض هم باعث ميشن زنها از كمترين حقوقشون هم محروم بشن و براي همين بايد زن و مرد هر دو آمزشهاي لازم رو ببينن
مژگان عزیز سلام،درود بر تو که دست از مبارزه ات با این جهل و نادانی که میبینی سراسر جامعه ما رو گرفته برنمیداری و در راه ترفیع سطح آگاهی مردم درباره اینجور مسائل تلاش خودت رو میکنی…مردانی که این مسائل رو خوب درک نمیکنند و یا بهتر بگم خودشون رو به خواب زدند؛همانهایی هستند که مانند کفتارهای ولگرد به دنبال زنان مانند خودشان در خیابان میگردند…و به اشتباه اسم دختران و زنان پاکدامن را لکه دار میکنند…ننگ باد بر شما مردان…گرچه خود من هم اسم شما هستم ولی از جنس شما خوک صفتان نیستم…ادامه بده ما در کنار تو ایستاده ایم.
[...] از هراس “میل جـــ ــنــــســــ ــی”… تا “لذت بردن از آن” * برای مشاهده مطلب کافی است روی این لینک کلیک کنید * [...]
age rast migin pas khodetam dast be kar sho dige har vaght khasty ye sexe royaie dashte bashi be man zang bezan 09125184462
salam. mamnoon az inke be fekre ertegaye ravabete jensu hastid.
man fekr mikonam in mozalat hata bad az ezdevaj rishe dar farhange ma dare ke dar oon pesarharo be dalile alate tanasolishoon mojoode tarsnaki baraye dokhtar khanoomha moarefi mikonan va …..
azatoon khahesh mikonam ke dar in rah talashe bishtari bokonid . mamnoon
هراس “ از میل جنسی”… تا “لذت بردن از آن”
روانکاوی، “میل” را در بشر به عنوان “عامل مولد فشار جسمی و روانی”، و “لذت” را به منزله پدیده ای خوشایند که به این فشارها پایان می دهد، تلق…
سلام ، خسته نباشيد .
خوبه كه شما نظرات اديان ديگرو اينجا نوشتيد اما بهتر نبود كه نظرات اسلام رو هم در اين زمينه ها مي نوشتيد تا مشخص بشه كه اين ايده ها مربوط به اصل دين مسيح و يهود هست يا اينكه از نوع وارداتيه اونه (تحريف شده) و هم اينكه نظرات ناب اسلام محمدي راه گشايي باشه براي اين دوگانگي و اجهافي ديگر كه در اين نظرات وارداتي نسبت به زنان روا داشته شده است . اگر در متن بعديتون ايات و روايات مربوط به اين مسايل رو بگذاريد فكر ميكنم كه راهنماي خوبي باشه . با تشكر
مثلا امام علي عليه السلام فرموده اند: چون يكي از شما خواست با همسر خويش آميزش كند از شتاب كردن در اين كار پرهيز نمايد كه زنان نيز نيازهايي دارند.
حضرت رسول كه سلام و درود خدا بر او باد مي فرمايند: چون كسي مي خواهد با زن خود جماع كند ، به روش پرندگان و مرغان به نزد او نرود؛ بلكه در ابتدا با او بازي (با سينه ها و لب ها ) و خوش طبعي كند، سپس جماع نمايد.
و اين ملاعبه ها قبل از دخول فوايد زيادي براي هر دو طرف دارد علاوه بر اينكه لذت بيشتري مي برند .
شما ميتونيد به كتاب قانون قوه باه(آداب زناشويي) رهنمودهاي 14 معصوم نوشته محمد ابراهيم آوازه و ديگر كتبي كه نظر اسلام رو در اين زمينه ها نوشته مراجعه كنيد.(:
سلام
ببینم اگر شما بخواهید از روی دره ای رد بشید وبه مقصدتون برسید و روی این دره چند تا پل باشه وکسی که از وضع پل ها وخطرات افتادن تو دره با خبره ;بگه از این پل ها پل فلانی پوسیده
شما ازروی این پل رد می شید؟
خداوند که همه چیز مخلوقش هست و از احوال وحالات مخلوقاتش با خبره وبه تمام دره ها و
پل هایی که در راه ما ممکنه قرار بگیره آگاهه ;راه رسیدن به امیالی که خود حکیمش در وجود ما قرار داده رو مشخص کرده
.
برای میل جنسی هم ازدواج رو قرار داده .
حالا اگر ما ازدواج رو سخت گرفتیم .این هیچ ربطی به دین خدا که همون اسلامه نداره…
بیایم اگه نورخدا هنوز تو دلمون هست ;توراهی برامون مشخص کرده قدم برداریم.
چون خیلی زود از این دنیا که بریم اون دنیا اثر اعمالمون رو می بینیم
اون وقته که پشیمونی سودی نداره
خدای رحمان هدایت گرت باشه
man mikham ba shoma rabete jensi dashte basham mishe shomaratoon ro mail konid
shoma bejoz shahvato kos dadan be chiz digam fek mikoni too zendegit?